دلنوشته یک دختر شهید؛

پدر تو که رفتی کسی مرا سیلی نزد

پدر تو که رفتی کسی مرا سیلی نزد، شلاق را هم نمی شناسم، پدر کسی گوشواره من را ندزدید، پدر راست می گویم گوشم پاره نیست، خاری در پایم نغلتید، هیچگاه مرا از بلندای شتر به پایین نینداختند.

آخرین اخبار