سرویس: دین و اندیشه ۱۴:۳۰ - یکشنبه ۰۷ تیر ۱۳۹۴

نگاهی متفاوت به شبهات وارده در خصوص خمس

چرا شیعه بر خلاف شأن نزول آیه خمس عمل می کند

با توجه به مقدمه فوق شخص پیامبر اکرم (ص) و اوصیای آن حضرت می توانند حکم به وجوب یا حرمت موضوعی کنند هرچند که آن موضوع در قرآن نیامده باشد.

در این مجال کوتاه قصد داریم تا بجای اثبات خمس از طریق آیه و روایات (که در مقالات متعدد موجود است و نیازی به بازنویسی ندارند) چند اشکال به اصل شبهات بیان شده درباره خمس وارد کنیم. شبهاتی که اغلبشان بر این موضوع تکیه دارند که چرا در قرآن به خمس اشاره نشده؟ یا اگر هم آیه ای هست به غنیمت مربوط است نه خمس.
مطابق روال همیشگی در سه بخش نکات مختصری را بیان خواهیم کرد:
* من فقط حرف خدا را گوش می کنم و بس!
یکی از منتقدین به یادداشت های گذشته گفته بود: “من بنده الله هستم و فقط سخن خدا را گوش می کنم و احکامی را که خدا بیان کرده عمل می کنم نه احکامی که بنگان خدا گفته اند.” در پاسخ افرادی با این طرز تفکر باید گفت که اتفاقا گوش کردن به احکامی که رسول اکرم (ص) و ائمه برای ما بیان کرده اند دقیقا عمل به سخن خداست! زیرا خداوند در آیه ۷ سوره حشر مى‏ فرماید: «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» هرچه پیامبر براى شما مى ‏آورد بگیرید و هر چه از آن نهى مى کند خوددارى کنید”. پس نمی شود گفت خدا را قبول دارم ولی پیامبر (ص) را نه! یا این حرف غلطی است که برخی اصرار دارند احکام را با قرآن اثبات کنند و می گویند چرا فلان حکم در قرآن زیاد آمده و فلان حکم کم یا اصلا نیامده. زیرا کتاب خدا در صدد بیان تمام احکام نیست و به صورت کلی به برخی احکام اشاره کرده آن هم به کلیات آن نه جزئیات.

** آیا به همه واجبات در قرآن اشاره شده؟
در خصوص خمس هم تنها یک آیه اختصاصی آمده است. هرچند آیات فراوانی هستند که شامل خمس می شوند مانند آیاتی که به پرداخت حقوق مالی تاکید دارند. همچنین آیاتی که در آنها به زکات به عنوان مفهومی عام به معنای همه واجبات مالی اشاره می نماید. اما با توجه به مقدمه فوق شخص پیامبر اکرم (ص) و اوصیای آن حضرت می توانند حکم به وجوب یا حرمت موضوعی کنند هرچند که آن موضوع در قرآن نیامده باشد. پس لزومی ندارد برای همه احکام دنبال آیات قرآن بگردیم. برای مثال هیچ مسلمانی نیست که میتش را کفن نکند یا نماز میت بر او نخواند ولی در قرآن به این واجبات اشاره ای نشده است.
پس اگر تنها یک آیه درباره خمس باشد و روایات به صراحت به این واجب اشاره کرده باشند برای وجوب آن کافی است.

*** چرا مذهب تشیع بر خلاف ظاهر و شأن نزول آیه خمس عمل می کند؟
در خصوص خمس همه مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی اتفاق نظر دارند لکن اختلافاتی در موارد و مصارف آن وجود دارد. اهل سنت با توجه به اینکه غالبا عمل به ظاهر آیات را می پذیرند اینجا نیز غنیمت ذکر شده در آیه ۴۱ سوره انفال را به غنیمت جنگی و گنج تفسیر می کنند. شأن نزول آیه هم به غنائم جنگی مربوط می شود. اما فقه پویای تشیع معتقد است خمس به ۵ مورد تعلق دیگر نیز می گیرد: غواصى (اشیایى که با فرورفتن در آب دریاها به دست مى‏آید)، معدن، سود تجارت، مال حلال مخلوط به حرام و زمینى که کافر ذمى از مسلمان بخرد. (البته دو مورد آخری مورد اختلاف فقهای شیعه هم هست) حال این سوال مطرح است که چرا مذهب تشیع بر خلاف ظاهر و شأن نزول آیه عمل می کند؟
پاسخ بسیار مفصل است اما اقتضای یادداشت کوتاه ما دو نکته است:
اولاً کتب معتبر لغت عربی مانند مجمع البحرین، لسان العرب، تاج العروس می گویند ماده “غنم” شامل هر درآمد و فایده ای می شوند.
ثانیاً این سخن پذیرفته شده است که شأن نزول، هیچ گاه مخصص نیست و نمى‏تواند آیه را به آن محدود کند. یعنی آیات فراوانی در قرآن هستند که شأن نزولشان درباره واقعه یا امر خاصی است اما به یک موضوع کلی اشاره دارند.
برای نمونه آیه ۲۳۳ سوره بقره قانون مهم و کلی: “لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها؛ هیچ کس بیش از آنچه قدرت دارد تکلیف نمى ‏شود” را بیان کرده است. اما اصل این آیه درباره اجرت زن شیرده است! حالا کسی می تواند بگوید چون آیه درباره اجرت زن است پس این قانون که خدا تکلیف به بیش از قدرت نمی کند فقط مخصوص پدر نوزاد است!؟

منبع: تراز

همچنین بخوانید:

پاسخی بگذارید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.