سرویس: تولیدی ۲۰:۲۳ - سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲

پوستر سردار شهید اسکندر محمودی

سردار شهید اسکندر محمودی در سال هزار وسیصد و چهل در خانواده ای محروم اما مذهبی در روستای ونک به دنیا آمد. دوران کودکی او که مقارن با دوران ستم شاهی بود وی جهت کسب علم و دانش شروع به تحصیل در دوره ابتدایی نموده و..

سردار-شهید-اسکندر-محمودیMahmodi-Eskandar

به گزارش شهرضا نیوز، سردار شهید اسکندر محمودی در سال هزار وسیصد و چهل در یک خانواده ای محروم اما مذهبی در روستای ونک به دنیا آمد. دوران کودکی او که مقارن با دوران ستم شاهی بود وی جهت کسب علم و دانش شروع به تحصیل در دوره ابتدایی نموده  و به خاطر عدم دسترسی به مدرسه راهنمایی و نیز جهت کمک کردن به امورات خانواده و کارهای کشاورزی مدتی ترک تحصیل نموده و مجدداً تحصیلات خویش را ادامه داد. در نهایت تحصیلات متوسطه خود را در شهرضا سپری کرد. در نخستین روزهای انقلاب و شکل گیری تظاهرات فعالیت های انقلابی وی که نشات گرفته از فرهنگ غنی اسلام و فرامین امام بزرگوار بود آغاز گردید در سال ۱۳۶۰ موفق به اخذ دیپلم و بلافاصله جهت خدمت در سپاه در این ارگان ثبت نام کرد و مدتی در قسمت تعاون مریوان به خدمت خویش ادامه داد و در این مدت در جهت رفاه حال خانواده های شهدای کردستان تلاش زیاد نمود و پس از گذشت هفت ماه در سنگر دیگری مشغول گردید و آن سنگر جدید بنیاد شهید سنندج بود. وی در قسمت خانه شهید سنندج و تعاون آن خطه خدمت نمود. دومین مصیبت در حالی بر وی رخ داد که در حال ماموریت در کردستان بود که ازیک تصادف سنگین جان سالم به در برد و به خاطر این تصادف خسارت مالی زیادی را متحمل گردید.  وی مدت دوسال داوطلبانه در کردستان باقی ماند و بار دیگر در اثر یک تصادف در حالیکه بسیاری از مسافران وسیله نقلیه از بین رفتند وی به همراه دختر بچه سه ساله جان سالم به در برد بعد از خدمت در کردستان وی به جبهه های جنوب عزیمت کرد و مدتی در تیپ قمربنی هاشم همراه با نیروهای طرح لبیک فعالیت نمود و در سمت فرماندهی یکی از گروهان ها در عملیات خیبر شرکت نمود و رشادت ها از خود نشان داد. او در سال ۱۳۶۲ به خاطر تحقق بخشیدن سنت حضرت رسول ازدواج نمود. وی در تاریخ ۶۴/۱۱/۲۵ در فاو در عملیات والفجر۸ به فیض شهادت رسید.

فرازی از وصیت نامه 

خدایا چقدر برایم تمام می شود آن لحظه ای که وارد محل می شوم و چشمم به خانواده های شهدا می افتد و یا اینکه چه حالتی پیدا کنم در آن لحظاتی که کنار قبر شهدا هستم مخصوصاً وقتی که آنجا خلوت باشم خودم باشم و آن آرامگاه عطراگین شهدا وقتی که نگاهم به عکس خیبر می افتد به خود گفتم به چه می اندیشی ومی نگری به خاطره های گذشته و یا به آینده خودت به خودم گفتم خوشا آنروزی که در کنار هم بودیم آری آنها رفتند و به لقا خدا رسیدند. رسالت سنگین خویش را به دوش ما گذاردند آنها به هر نحوی که بوده به سوی معبود خویش شتافتند و مسیر خود را مستقیم طی کردند و به هدف نهایی خود رسیدند و ما و امثالهم مانده ایم و راه آنها راه خونین آنها که باید در این مسیر سرداد وگام برداشت و قلب آنها را شاد کرد .

همچنین بخوانید:

2 دیدگاه برای “پوستر سردار شهید اسکندر محمودی”

  1. رضایی ج گفت:

    باسلام درود خدا بر شما که یاد و خاطرات شهدا را زنده نگه می دارید

  2. حمدالله رضایی گفت:

    به نام الله باسدار حرمت خون شهیدان
    شهید نظر می کند به وجه الله
    شهدا رفتند و کار حسینی کردند .ولی ما چه کنیم ؟
    باید رسالت شهیدان و پیام خون سرخ شان را زینب وار دنبال کنیم.
    ما بازماندگان راه شهیدان باید پاسدار خون و درخت اسلام که آنها آبیاری نمودند باشیم
    شهدا را نباید تنها به خاک سپاریم بلکه باید به خاط بسپاریم و بدانیم در برابر خون آنها مدیون هستیم و آنها زنده اند و اگر ما مراقب نباشیم بازنده ایم
    سردار شهید اسکندر محمودی خیلی مظلوم و مودب و در هنگام سخن با رزمندگان سرش پایین بود و به ارامی گوش میداد و…
    روحش شاد
    خداوند ارواح همه شهیدان را متعالی فرمایند.

پاسخی بگذارید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.