سرویس: تولیدی ۱۰:۳۴ - دوشنبه ۰۹ فروردین ۱۴۰۰

گفت و گو| زیر و خم زندگی یک جانباز ۷۰ درصدی/ از ماجرای تماس آقای مدیرکل تا کم کاری های صدا و سیما برای جانبازان از زبان جانباز اهل قلم

شهرضانیوز-کاوسی، جانباز قطع نخاع اهل قلم عدم آگاهی مردم نسبت به حقیقت زندگی و مرارت های جانبازان و تلقی غلط از این عزیزان در اذهان مسئولان را عامل رفتار و خدمات رسانی نامطلوب نسبت به آن ها دانست و با اشاره به تبعیض در تخصیص امکانات میان شهرستان و مراکز استان ها، گفت: از صدا و سیما و به­ خصوص تلویزیون در ارتباط با شناساندن جانبازان به مردم و گسترش فرهنگ ایثارگری خیلی گله مندم.

به گزارش شهرضانیوز؛ روز جانباز بهانه ای است تا برای یک بار هم که شده در طول سال، پای درد دل عزیزانی بنشینیم که اگر فداکاری های آن ها نبود، امروز و در آستانه آغاز سال نو اینقدر راحت نمی توانستیم به فکر خانه تکانی و زیباسازی محیط منزل و شاید تعویض وسایل کهنه خانه باشیم. امروز اگر مشکلات اقتصادی داریم و دغدغه ما تنها قیمت بالای مرغ و میوه و شیرینی است و بخش اعظم اخبار ما شامل همین موارد می شود، باید بدانیم که جانبازان دوران دفاع مقدس، عید را با هفت سین سجاده، سربند، سیم خاردار، سلاح، سرنیزه، سیم چین و سنگر در جبهه ها گذراندند. امروز اما گاهی فراموششان می کنیم. از عالمی شنیدم که می فرمود اجر جانبازان به خاطر صبری که دارند از شهدا بالاتر است. جانبازان بالای ۷۰ درصد، شیمیایی، قطع نخاعی و اعصاب و روان، و خانواده های آنان اما شاید روایت ویژه ای دارند. هزینه های درمان، پرستاری، تجهیزات پزشکی و حمایت های قانونی، معضلاتی هستند که مورد توجه قرار می گیرند. اما این بار در گفت و گو با یکی از جانبازان عزیز جنگ تحمیلی، دردی مغفول و از جنس دیگر، که کمتر به آن پرداخته شده است، مورد توجه قرار گرفت.

رمضانعلی کاوسی، متولد ۱۳۴۲ در روستای جرم افشار از توابع شهرستان شهرضا، رزمنده و جانباز سرافراز دوران دفاع مقدس، در سال ۱۳۶۱ و در عملیات محرم از ناحیه نخاع گردن مجروح می­شود و اکنون حدود ۳۸ سال است که ویلچرنشین است. وی ذوق هنری و ادبی بالایی در نویسندگی همراه با نثری روان و دلنشین دارد و مؤلف چندین کتاب ارزشمند در حوزه دفاع مقدس است. متن گفت و گو با ایشان تقدیم حضور می شود.

لطفاً درباره مشکلات فعلی جانبازان در بخش های مختلف توضیحاتی ارائه فرمایید.

مشکلات درمان اعم از هزینه ها و مشقت های آن همواره برای جانبازان وجود داشته است. امروز هم کم و بیش با این مشکلات مواجه هستیم. البته از زمانی که آقای اوحدی بر صندلی بنیاد شهید و امور ایثارگران تکیه زده­ است، بحمدالله بعضی از مشکلات مرتفع شده اند، هرچند هنوز مشکلات فراوانی برای جانبازان وجود دارد که نیاز به تلاش و توجه جدی مسئولان امر دارد.

بخشی از مرارت های جانبازان و به خصوص جانبازان قطع نخاعی در شهرستان ها در ارتباط با درمان را بیان فرمایید.

ببینید، طبیعی است که هرچه محل زندگی جانباز قطع نخاع از مرکز استان دورتر باشد، او برای دارو و درمان با مشکلات بیشتری مواجه است. جانبازان عزیز اصفهانی وقتی با مشکلی مواجه شوند به بیمارستان امیرالمؤمنین مراجعه می­کنند. کادر درمان آنجا در بیشترِ موارد، نسبت به وضعیت جانبازان نخاعی توجیه هستند و امکانات و خدمات رسانی به مراتب بهتری از شهرستان ها در اصفهان وجود دارد. ولی چنین مرکز رسیدگی­ در شهرضا نیست. مطمئن باشید مشکلات جانبازان شهرستان سمیرم از ما بیشتر است. طبیعی است که جانبازان نخاعی تهرانی امکانات بهتری نسبت به سایر مراکز استان ها داشته باشند. شما اسم این را بگذارید تبعیض، یا هر چه به نظرتان می رسد!

آیا جامعه ما با معضلات فرهنگی درباره جانبازان مواجه است؟ اگر مشکلی در این رابطه وجود دارد، بیان فرمایید.

نمی شود اسم آن را معضل گذاشت. به باور من، می توانیم از عدم شناخت افراد جامعه و به خصوص نسل جوان نسبت به جانبازان به عنوان یک مشکل فرهنگی یاد کنیم. متأسفانه آگاهی اغلب مردم، نسبت به خانوادۀ شهدا و جانبازان و چگونگی زندگی آنان کم است. شاید اگر در این شرایط سخت اقتصادی که اغلب مردم با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته­اند، از آنها بپرسید که نظرتان در رابطه با جانبازان چیست، جواب درست و حسابی و قابل تأملی به شما ندهند، ولی با این وصف، معتقدم مردم ما، چه کسانی که پایبند به نظامند و چه کسانی که دل خوشی از این وضعیت ندارند، برای جانبازان احترام قائلند.

به باور من مسئولان ادارات و دولتمردان باید بیشتر از مردم شناخت و آگاهی شان را نسبت به جانبازان تقویت کنند. اگر شما به عنوان یک خبرنگار همین امروز میکروفون را بردارید و از تعدادی از مسئولان و کارمندان ادارات مختلف بپرسید که چقدر از وضعیت جسمی و روحی جانبازان مطلعند، مطمئن باشید اغلب آن ها شناخت چندانی ندارند. زخم بستر، نارسایی کلیه و مثانه، تنگی نفس، فشار خون و دردهای جسمی و روحی متعددی گریبانگیر جانبازان نخاعی است که کمتر مسئولی از آن مطلع است.

به نظر شما ریشۀ معضل فرهنگی جامعه در تلقی اشتباه از یک جانباز چیست؟

اکثریت مردم ما خوب و مهربانند و به ارزش های دینی و انسانی اعتقاد دارند، اما عدم آگاهی آن ها نسبت به حقیقت زندگی یک جانباز، می تواند گاهی علت تفکر اشتباه و در نتیجه برخورد نامطلوب بعضی از آن ها با جانبازان باشد. چند روز پیش برای معالجه به مطب یکی از پزشکان متخصص اصفهان مراجعه کردم. مطب مملو از مراجعه کننده بود. به دلیل مشکل مثانه نمی توانستم زیاد معطل شوم و می بایست زودتر ویزیت می­شدم. موضوع را با منشی دکتر در میان گذاشتم، اما با واکنش منفی او مواجه شدم. او گفت: «همۀ این­هایی که روی این صندلی­ها نشستند، مثل شما مریض هستند و منتظر. شما حق نداری زودتر از بقیه ویزیت شوی.» شاید اگر آن پزشک، به مشکلات ویژه جانبازان نخاعی آگاه بود و تفاوت یک بیمار دارای مشکلات حرکتی معمولی را با یک جانباز قطع نخاعی تمیز می­ داد، من مجبور نبودم بیشتر از دو ساعت منتظر بمانم تا نوبتم شود.

نقش رسانه ها و به خصوص صدا و سیما در گسترش فرهنگ شناخت صحیح جانبازان در حوزه های مختلف را تا چه اندازه مهم می دانید و عملکرد آنان را در این زمینه چگونه ارزیابی می کنید؟

بی رودربایستی من از صدا و سیما و به ­خصوص تلویزیون در ارتباط با شناساندن جانبازان به مردم و گسترش فرهنگ ایثارگری خیلی گله مندم. اگر بخواهم مصداقی عرض کنم، هفتۀ دفاع مقدس امسال، یک شب تلویزیون اصفهان رزمندۀ جانبازی را دعوت کرده بود که از سن ۱۵ سالگی تا پایان جنگ را در جبهه حضور داشت و من در حال حاضر مشغول تدوین خاطرات این جانباز بزرگوار تحت عنوان کتابی با نام «ازآسمان» هستم. از بس خاطرات این جانباز عزیزِ ۷۰ درصد جالب و شنیدنی است، خوشحال شدم که خوبست این دعوت صورت گرفته و مردم با بعضی از واقعیت­ ها آشنا می­شوند. هنوز آقای کاظمی پنج دقیقه هم صحبت نکرده بود که مجری به او گفت: «به دلیل ضیق وقت با شما خداحافظی می­کنیم!» واقعاً غصه خوردم که چرا تلویزیون شهر شهیدپرور اصفهان برای انتشار صحبت ­های یک رزمندۀ جانباز وقت ندارد، اما صبح جمعۀ همان ایام از فلان سبلریتی دعوت می­کند و تا یک ساعت صحبت­های او را به مردم قالب می کند! چه دردی از منِ شهروند دوا می­شود که بدانم فلان بازیگر چند سال دارد، ازدواج کرده یا نه، قصد ازدواج دارد یانه؟! و ده­ ها سؤال بی سر و ته دیگر…؟

ریاست محترم صدا و سیما به من پاسخ بدهند طرح این موضوع که مردم بدانند یک رزمنده چگونه در جبهه جنگیده و از وطن دفاع کرده است و اکنون با چه مشکلاتی زندگی می کند تا چه حدی برایش اهمیت دارد؟ این ها درد است و انسان را ناراحت می کند. من مطمئنم در این وانفسای مشکلات اقتصادی و فرهنگی، هنوز افراد زیادی هستند که به برنامه های دفاع مقدس و سیره ایثارگران جنگ تحمیلی علاقه­مندند، اما نه در طول سال، بلکه در مناسبت ها هم بهای لازم به این قهرمانان واقعی داده نمی شود.

در بُعد کلان هم مسئولان صدا و سیمای مرکز به من پاسخ بدهند در چند سال اخیر چند فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی ساخته و منتشر کرده­اند که قشر جانباز و ایثارگر را بیشتر به جامعه بشناسانند؟ … درد از ناله زیاد است، سؤال بعدی را مطرح بفرمایید.

شنیده ایم شما نویسندۀ دفاع مقدس هستید. درباره کتاب های خود و بازخورد آن ها در جامعه برای ما بگویید. آیا این کتاب ها تأثیری در آگاه سازی نسبت به حقیقت زندگی یک جانباز داشته اند؟

از سال ۱۳۹۰ شروع به نوشتن در حوزه دفاع مقدس کردم. تاکنون شش عنوان از کتاب هایم چاپ شده و سه عنوان دیگر هم در دست چاپ هستند. اولین کتابم «تیغ های گل رُز» شامل خاطرات ۲۵ نفر از جانبازان و آزادگان استان اصفهان است. کتاب «پرواز با بال شکسته» به خاطرات یکی از فرماندهان جانبازِ شهرضا به نام شهید آقاجمال طباطبایی می پردازد. در کتاب «کُفِیشه» خاطرات رزمندگان گردان امیرالمؤمنین(ع) شهرضا در عملیات آزادسازی خرمشهر را به نگارش درآورده ام. کتاب «راز نهان» نیز خاطرات شش نفر از جانبازان و آزادگان استان را روایت می کند. سال ۱۳۹۶ هم کتاب خاطرات خودم با عنوان «سهم من از عاشقی» توسط انتشارات سوره مهر تهران منتشر شد. خوشبختانه این کتاب پرطرفدار، تاکنون به چاپ دهم هم رسیده است.

چند روز پیش مسئول یکی از ادارات استان به من زنگ زد. او گفت: «سهم من از عاشقی را خواندم و سخت تحت تأثیر قرار گرفتم. با خودم گفتم وای به حال ما مسئولان اگر با این همه رنج و مرارتی که جانبازان برای این انقلاب و کشور کشیده اند، بخواهیم کم کاری کنیم. اگر در حل مشکلات مردم کوتاهی کنیم، نمی توانیم در آن جهان پاسخگو باشیم.»

کتاب بعدی­ام، با نام «بامداد روز شانزدهم» دهه فجر امسال از سوی نشر شاهد منتشر و رونمایی شد. این کتاب به خاطرات یکی از اسرای شهرستان مبارکه می پردازد که در عملیات محرم پایش از زیر زانو قطع و اسیر می شود. او بعد از شانزده ماه آزاد می­شود و ادامه تحصیل می­دهد. دکتر صادقی، امروز به عنوان یک پزشکِ مردمی به طبابت مشغول است.

با توجه به اقبال کمِ مردم و نسل جوان ما به مطالعه کتاب های غیر درسی و تأثیرگذاری بالای رسانه های سمعی و بصری، آیا تا کنون به تبدیل متون ارزشمند خود به فیلمنامه و ساخت فیلم سینمایی و سریال درباره آن ها فکر کرده اید؟

در این باره، دست من کوتاه است و خرما بر نخیل. دربارۀ ساختن فیلم سینمایی از قهرمانان کتابهایم امیدی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان سینمایی کشور و سازمان صدا و سیما ندارم. متأسفانه امروزه دغدغۀ اغلب تهیه کنندگان و کارگردانان سینما گیشه و کسب درآمد است. نتیجۀ فرهنگی این فیلم­ها هم از قبل معلوم است. بی اهمیتی به مسائل اخلاقی و دینی، ترویج بی بندوباری، بد پوششی و… خروجی اغلب این فیلم ها است.

معتقدم پیرامون موضوعات ارزشی و فرهنگی، باید یارانه لازم از طرف دولت تخصیص پیدا کند. به نظر شما از ابتدای جنگ تحمیلی تاکنون، چند فیلم سینمایی با ژانرزندگی جانبازان ساخته شده است؟ گاهی یک فیلم خوبِ یک ساعت و نیمه می تواند مفاهیم حاصل از مطالعۀ یک کتاب ۴۰۰ صفحه­ای را به مخاطب منتقل کند. امیدوارم ساخت چنین فیلم­هایی در دولت آینده اتفاق بیفتد.

انتهای پیام/

پاسخی بگذارید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.