سرویس: فرهنگی ۱۱:۵۶ - جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲

«نوار فروش محله، شاعر مردم» را می‌شناسید؟

خبرنامه دانشجویان ایران: امام امت(ره) با آینده‌نگری منحصر بفرد خود و با این احتمال که در آینده‌ای نزدیک، ممکن است عده‌ای قدرت‌مدار و شهرت‌جو، انقلاب و تاریخش را به نام خود سند بزنند، در پیامی به سید حمید روحانی، رئیس وقت مرکز اسناد انقلاب اسلامی می‌نویسد: «اگر شما می‌توانستید تاریخ را مستند به صدا و […]

خبرنامه دانشجویان ایران: امام امت(ره) با آینده‌نگری منحصر بفرد خود و با این احتمال که در آینده‌ای نزدیک، ممکن است عده‌ای قدرت‌مدار و شهرت‌جو، انقلاب و تاریخش را به نام خود سند بزنند، در پیامی به سید حمید روحانی، رئیس وقت مرکز اسناد انقلاب اسلامی می‌نویسد: «اگر شما می‌توانستید تاریخ را مستند به صدا و فیلم حاوی مطالب گوناگون انقلاب از زبان توده‌های مردم رنجدیده کنید، کاری خوب و شایسته در تاریخ ایران نموده‌اید. باید پایه‌های تاریخ انقلاب اسلامی ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها باشد…» تاکید امام(ره) بر اصالت و محوریت «توده‌های مردم رنجدیده» و «پابرهنگان مغضوب قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها» تعارف نیست؛ امام، رهبر این نهضت بود و بیش از هر کسی می‌شناخت یاران انقلاب را. امام امت(ره)، پایه‌های انقلاب را صادقانه بر دوش مردم می‌دیدند. و این نگاه را مقایسه کنید با «خودستایی»های برخی انقلابیونِ متبختر که خود را قهرمان تصویر می‌کنند و مردم را سیاهی لشکر!

از خطاهای عجیب ما این است که «مردم رنجدیده» را در روایت‌هایمان از انقلاب اسلامی به رسمیت نشناخته‌ایم. هم از این روست که خیل قابل توجهی از مجاهدین فرهنگی انقلاب، حاشیه‌نشین شده‌اند امروز؛ به گونه‌ای که بسیاری از ماها، نام‌شان را هم نشنیده‌ایم. کسانی هم که نامی از آنها شنیده‌اند، تصورشان این نیست که آنها مجاهد فرهنگی بوده‌اند. اصلاً برای ما جای سئوال نیست که آن همه رویداد ریز و درشت فرهنگی و هنری که در دهه‌ی شصت سامان گرفت، با کدام ابزار و توسط چه کسانی آفریده می‌شدند؛ آن همه شعر و سرود و نمایش و پوستر و نمایشگاه و… نیازمند یک لشکر عظیم کاربلد و هنرمند بود و چرا از خود نمی‌پرسیم که این لشکر الان کجاست.  مگر ‌می‌شد بدون هنرمند، آن همه کار هنری کرد؟ اگر اینگونه است و کسانی لابد بوده‌اند که بانی آن همه اتفاق فرهنگی و هنری باشند، قاعدتاً باید امروز بشناسیم آنها را. و آیا می‌شناسیم‌شان؟
اصلاً در مخیله‌مان هم نمی‌گنجد که همین آدم‌های ظاهراً معمولیِ اطراف ما بوده‌اند که آن بساط را برپا کرده بودند. همین آدم‌های بی‌سر و صدایی که در کوچه و بازار سرشان به کار خودشان مشغول است، روزگاری هدایتگران جریان‌های فرهنگی و هنری انقلاب بوده‌اند؛ آن هم درست در زمانه‌ای که هنرمندانِ مثلاً نخبه‌ی از دماغِ فیل افتاده، مکتب امام(ره) را تحریم کرده بودند. در چنان شرایطی بود که طیفی از آدم‌های خوش قریحه‌ی دلداده به انقلاب، پای به میدان نهادند و گل کردند. و مشکل ما این است که این‌ها را نمی‌شناسیم.
ما برای شناسایی دوستان انقلاب، بی‌انگیزه‌ایم! برای همین هم نتوانسته‌ایم امثال «میرزا علی زیرک» را به عنوان «هنرمندِ انقلابی» به امروزی‌ها بشناسانیم. از کنارشان به سادگی و با بی‌تفاوتی عبور می‌کنیم و میراث ارزشمندی که از خود به یادگار گذاشته‌اند را به هیچ می‌انگاریم. نوارفروش محله بود؛ قبل از آن هم ساندویچی داشت! شاید به این علت است که نمی‌توانیم به خود بقبولانیم که با یک هنرمند انقلابی طرف هستیم. براستی او چکار باید می‌کرد تا او را هم هم‌ردیف هنرمندان می‌شناختیم؟
zirakhonar
صدها شعر و سرود که از او به یادگار مانده، کم چیزی است آیا؟ آن هم نه شعر و سرودی که به هوای شهرت و ثروت نوشته شده باشد؛ کلمه به کلمه‌ی آنها، از نای وجودش برخاسته است. کسی هم نبود که بنشیند در خلوت و برای خیال خود بنویسد؛ برای مردم می‌نوشت. می‌نوشت تا مردم بخوانند. فکر می‌کرد اگر ننویسد، مدیون امامش است. این شوریدگی را می‌شود در اشعار بلندبالایش حس کرد؛ سطر به سطر شعرهایش با معارف و آرمان‌های انقلاب پیوند خورده است.
این مرد، با آن پیشینه‌ی قابل اعتنا، به حاشیه رفت و در حاشیه هم زیست و کسی از ما سراغش را نگرفت. به روی خودمان هم نیاوردیم که در آن هنگامه‌ی سخت که انقلاب با مظلومیت و غربت، پیش می‌رفت، امثال این مرد بودند که بی‌هیچ منتی، خود را وقف سنگرهای انقلاب کردند.  میرزا علی، روزی که به معبود پیوست، کسی از او به نام «هنرمند مردمی انقلاب» یاد نکرد. مجامع هنری ما هم واکنشی به این اتفاق نشان ندادند. همه‌ی ما البته چنین وضعیتی داشتیم. همه‌ی ما، که خیلی ادعایمان می‌شود، فراموشش کرده بودیم…

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.