سرویس: ویژه های خبری ۲۳:۱۹ - شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸

شاپشال، دشمنی برای مجلس

شهرضانیوز- تاریخ و حرکت های تاریخی، عامل اصلی سرمشق های قوانین و رفتارهایی است که آیندگان آنها را جزو قانون خود قرار می دهند. تاریخ به توپ بستن مجلس هم همینطور ”

برخی تصادف‌های تاریخی پیامدهایی ماندگار و التیام‌ناپذیر برجا می‌گذارد. مانند فردی که پس از تصادفی سخت تا پایان عمر باید با پیامدها و آسیب‌های آن تصادف زندگی کند (مثلاً باید با عصا راه رود یا نابینا می‌شود)، برخی تصادف‌های تاریخی نیز چنین است. ملت‌ها گاهی از تصادفات تاریخی التیام نمی‌یابند و حرکتشان برای همیشه دچار مشکل می‌شود. در تاریخ عصر جدید ما رخداد به توپ بستن مجلس از این نوع تصادف‌هاست. در نگاه نخست همه‌چیز دعوایی ساده و گذرا به نظر می‌رسد، اما این رخداد بس بزرگ‌تر و پیامدبارتر از آن چیزی است گمان می‌شود. با این رخداد مسیر تاریخ ایران از یک مسیر میانه‌روانه و مصالحه‌گرایانه به ریل تندروی و رادیکالیسم فروغلتید و سنتِ «حذف قهرآمیز رقیب» آغاز شد و تا به امروز هم پایان نیافته است (دربارۀ تأثیر ماجرای بمباران مجلس بر نهاد سلطنت این نوشتار را ببینید: از سایۀ خدا تا سایۀ شیطان). به همین دلیل باید در مورد این رخداد بسیار اندیشید.

با این مقدمه به موضوع اصلی این نوشتار می‌رسم که دربارۀ یکی از شخصیت‌های مهم آن دوران است. در ماجرای حمله به مجلس نام لیاخوف را همه به یاد دارند، اما مرد روس دیگری بود که به چهرۀ مرموز آن دوران تبدیل شد اما شناخت اندکی درباره‌اش وجود دارد: «سرگئی شاپشال‌خان». در آن زمان باور عمومی ــ درست یا غلط ــ این بود که آن مرد روس نقش مهمی در ضدیت محمدعلی‌شاه با مشروطه داشته است. نکتۀ اصلی این است: مشروطه‌خواهانی که با شاه درگیر بودند شاپشال‌خان را یکی از مقصران اصلی و مشاور اصلی شاه در جدالش با مشروطه می‌دانستند. این نکته شاید «مطمئن‌ترین» نکته‌ای است که می‌توان در مورد شاپشال گفت.

برای مثال، پیش از به توپ بستن مجلس وقتی تلاش می‌شد کدورت میان شاه و مجلس رفع شود، با دخالت ریش‌سفیدان و به خواست مجلس قرار شد شاه چند نفر از اطرافیانش را که به دشمنی با مشروطه زبانزد بودند از خود دور کند؛ آن افراد اینان بودند: امیربهادرجنگ، شاپشال، علی‌بیک، موقرالسلطنه، امین‌الملک، مفاخر‌الملک. یا در موردی دیگر، پس از شکست شاه و متواری شدنش، وقتی مشروطه‌خواهان شیخ فضل‌الله را محاکمه می‌کردند در ادعانامه‌ خطاب به شیخ آمده بود: «… سرسلسلۀ شاپشال و امیربهادر و مفاخرالمک… و امثال ایشان شما بودید!» پس در ذهن مشروطه‌خواهان شاپشال شخص کلیدی بود.

اما شاپشال نه روس بود و نه مسیحی. او از یهودیان منطقۀ کریمه بود که به «یهودیان قرائیم» معروفند. فرزند دوازدهم خانواده‌ای معمولی، و پدرش باغبان بود. در مدرسۀ دینی یهودی درس خواند و بعد به سن‌پترزبورگ رفت تا روسی بیاموزد. پس از دیپلم در دانشکدۀ زبان‌های سن‌پترزبورگ زبان‌های شرقی (فارسی، ترکی، عربی) خواند. آن زمان والنتین ژوکوفسکی، زبان‌شناس نامدار روس، رئیس دانشکده بود (در حاشیه بگویم که ژوکوفسکی فارسی‌شناس بزرگی بود و از جمله اسرارالتوحید و کشف‌المحجوب با تصحیح او منتشر شده است) و با توصیۀ او، وزیر امور خارجۀ روسیه شاپشال را در ۱۹۰۱ به تبریز فرستاد تا هم فارسی یاد بگیرد و هم در مدرسۀ لقمانیه روسی درس دهد.

از اینجا رابطه‌ای نزدیک میان محمدعلی میرزا (ولیعهد) و شاپشال شکل گرفت. شاپشال معلم، مترجم و منشی ولیعهد شد و این رابطۀ نزدیک پابرجا ماند تا محمدعلی، شاه شد، با مشروطه‌خواهان درگیر شد. پس از شکست شاه شاپشال نیز در ۱۹۰۸ از شاه جدا شد. به سختی می‌توان به این پرسش پاسخ داد که آیا شاپشال جاسوس یا مأمور دولت روسیه بود یا فردی مستقل بود. او پس از بازگشت از ایران در دانشکدۀ زبان‌های سن‌پترزبورگ تدریس می‌کرد، اما همین زمان با تزار الکساندر هم آشنا بود و مراوده داشت (چنان‌که در اسناد زندگینامۀ او در آرشیو دولتی کریمه آمده است). این سطح از ارتباط با عالی‌ترین مقام روسیه برای یک مترجم نامعمول به نظر می‌رسد.

ادوارد براون، ایران‌شناس انگلیسی کتابی دربارۀ مشروطه دارد با نام «انقلاب ایران». آنجا در ضمیمۀ یازدهم از کسی به نام پانوف اتهامات تندی را دربارۀ شاپشال نقل می‌کند (البته پانوف خود انقلابی بود و ادعاهای او را باید با احتیاط شنید). پانوف می‌گوید شاپشال مرتجع‌ترین مرتجعان و جاسوس است. خطاب به شاپشال می‌گوید: «شما در هشت سال که آموزگار شاه بودید چه چیزی به او یاد دادید؟ او که به دشواری دو واژۀ روسی می‌داند! شب و روز به او تلقین کردی که مشروطیت شاه را هیچ می‌کند و او باید با همۀ نیروی خود با آن مبارزه کند…» پانوف حتی می‌گوید شاپشال در شکنجه و قتل مشروطه‌خواهان نقش داشت و بر اجساد تکه‌تکه‌شدۀ آنها آب‌دهان انداخته و گفته بود «یک سگ کمتر!»

پاسخی بگذارید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.