سرویس: اجتماعی ۱۹:۰۰ - شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸

گفت و گو با مجید محمدیان، حامی بیماران خاص

هشتاد روز ایران گردی برای بیماران خاص

شهرضا – گاهی وقت ها حوادث ساده باعث می شوند آینده ای دیگر برای خودت برنامه ریزی کنی. آینده ای که در زندگی افراد استثنایی پیوند خورده است. گفت و گوی ما با آقای مجید محمدیان مردی که هدف زندگیش را کمک به بیماران خاص قرار داده است، از همان دست آدم هایی است که یک اتفاق باعث شد تا آینده اش را وقف خدمت به مستمندان و نیازمندان قرار دهند.

مجید محمدیان، فردی که با شرایط جسمی خاصش، تصمیم گرفت یک حرکت خاص برای بیمارهای خاص انجام دهد. او حدود ۴ سال پیش با وجود محدودیت های جسمی و مادی، توانست یک حرکت بزرگ انجام دهد و آن حرکت با دوچرخه از شهرستان شهرضا تا مشهد مقدس. گفت و گوی زیر تصمیم جدید و جذابی است که او دوباره می خواهد تکرار کند.

آقای محمدیان از روستای کهرویه شهرستان شهرضا، چه دلیلی داشت تا زندگیش را وقف معرفی مشکلات و مسائل بیماران خاص کند؟
من، فقط با مرگ به این فکر افتادم. وقتی که برای مدتی کوتاه از این دنیا رفتم، متوجه شدم، من از استعدادها و نعمت های خداوندی درست استفاده نکردم.

چطور مرگ باعث این تغییر در زندگی شما شد؟
یک روز من بر اثر خوردن سبزی آلوده به ویروس، تنگی نفس شدیدی پیدا کردم تا جایی که در بیمارستان بستری شدم. به قدرت بیماری من شدت پیدا کرد که برای چند دقیقه در حالت احتضار به سر بردم. کم کم حال من بهبود پیدا کرد و دکترین متخصص وقتی آزمایشات بسیاری روی من انجام دادند، متوجه شدند، قلب من سمت راست قرار دارد و به همین خاطر باید مراقبت بسیار از خود بکنم تا سرما یا بیمار نشوم. من در آن حالت احتضار به فکر فرو رفتم و دیدم در زندگیم بی هدف بودم و کمک به انسان ها و بندگان خدا را که بزرگ ترین عبادت است فراموش کردم.

برای کمک به بیماران خاص اولین اقدامتان چه بود؟
تصمیم گرفتم که یک حرکت بزرگ در سطح کشور انجام بدهم تا همه مردم درخواست مرا بشنوند. آن حرکت، دوچرخه سواری از سر مزار شهید حاج محمد ابراهیم همت تا مشهد مقدس بود.

برای این حرکت مشکلاتی هم داشتید؟
مشکل برای شروع یک کار همه جا وجود دارد. اما مسئولین مربوطه آن طور که باید همراهی کنند، همراهی نمی کردند. حرفشان این بود که حرکت من ناقص می ماند و مضحکه دست این و آن می شوم. اصلا باور نداشتند که کسی با شرایط من بتواند چنین کاری انجام بدهد. به همین خاطر تردید داشتند. من وقتی با چنین برخورد هایی روبرو شدم، گفتم من این حرکت را انجام می دهم و اگر نتوانستم. دیگر پایم را به شهرضا نمی گذارم. یک ماشین می گیرم و تمام زندگیم را بار می کنم و از شهرضا می روم.

شما به برنامه ماه عسل هم رفتید، در این رابطه می شود توضیح دهید که چه هدفی داشتید؟
فقط می خواستم مشکلات بیماران خاص را به گوش مردم برسانم. رسانه ها می توانند فرهنگ و برخورد مردم را نسبت به این بندگان خدا تغییر دهند. وقتی که تصمیم گرفتم که به برنامه ماه عسل بروم، به فرمانداری و مسئولین دیگر مراجعه کردم، اما خوب شاید آنها در دستوراتشان این مسائل وجود ندارد، دست خالی برگشتم. یک شب تصمیم خودم را گرفتم. به واسطه یکی از دوستان به تهران رفتم. شب اول در پارک خوابیدم، چون پول زیادی نداشتم. با حالت ناامیدی بلاخره توانستم از طرف شخصی به ماه عسل راه پیدا کنم. آن هم فقط ۵ دقیقه به من وقت داده شد، که در برنامه ۲۷ که مربوط به انسان های خاص بود، حضور پیدا کردم.

چه شد که قبول کردند در برنامه ماه عسل بیایید؟
من با تمام وجودم اصرار کردم و البته خود آقای علیخانی گفت: چون مسئولین شهرت کمکی نکردند، من به تو در برنامه ۵ دقیقه وقت می دهم.

شما بلاخره حرکت خودتان را آغاز کردید، چه استان هایی به استقبالتان آمدند؟
من وقتی از شهرضا راه افتادم، اصلا امکاناتی نداشتم، حتی یک دوچرخه یکی از دوستان به من امانت دادند. چرخی که از طرف اداره ورزش و جوانان به من پیشنهاد دادند مناسب این کار نبود. به اصفهان که رسیدم، فرمانداری اصفهان به استقبال من آمد و به من یک پیراهن مخصوص و یک سری امکانات دیگر به من دادند. در تهران وشهرهای مسیر ازمن استقبال خیلی خوبی کردند و بنیاد بیماری های خاص از من تجلیل کرد.
به مراتب رسانه ها مرا نشان دادند و من در هر نقطه و شهرستان به فرمانداری آن شهر می رفتم و با مسئولین همان شهر به دیدار بیماران خاص می رفتم و از آنها قول حل مشکل این عزیزان را می گرفتم و می رفتم.

شما مثل اینکه یک نانوایی هم در روستای کهرویه راه انداختید، چرا؟
من برای اینکه بتوانم در کنار فعالیتم برای بیماران خاص کاری هم برای نیازمندان انجام بدهم، یک نانوایی راه انداختم و بعدکم کم
آن را برای درآمد چند خانواده بدسرپرست نیازمند برای کسب درآمد باز گذاشتم تا حداقل درآمدی هرچند کوچک باشدبرای این عزیزان..
ومهمتر اینکه گروه خیریه مهرآفرینان آفاق را برای کمک به نیازمندان و بیماران خاص راه اندازی کردم.

آقای محمدیان به واسطه حرکت شما روستای کهرویه به چه شهرت دارد؟
روستای کهرویه در شهرضا، قبله‌گاه بیماران خاص نام گرفت.

حرکت بعدی شما چیست ؟
من در نظر دارم که یک حرکت وسیع تر در کل کشور در ۸۰ روز بزنم و صدای بیماران خاص را به گوش مردم کشور عزیزم ایران برسانم. برای این تصمیمم دو شرکت خواستار کمک به من شدند.

می شود این دو شرکت را نام ببرید؟
شرکت شیمیدر تهران به ریاست آقای هندریک از ارمنستان و فولاد مبارکه اصفهان

پاسخی بگذارید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.