سرویس: ویژه های خبری ۱۱:۵۲ - شنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۸

سیری در اندیشه‌های شهید مظلوم

ما قائل به ولایت مطلقه فقیه هستیم/ مذاکره برای جلب حمایت آمریکا محکوم است؛ من همواره با خط سازش مخالف بوده‌ام

ساخت رسانه‌ای بهشتی در این سال‌ها از سوی مدعیان آزاداندیشی و آزادی اندیشه به گونه‌ای بوده که یکی از مهمترین چهره‌های فکری معاصر اسلامی را به تیغ سانسور و تحریف سپرده است.شهید بهشتی را باید یکی از اصلی‌ترین متفکران جمهوری اسلامی دانست. شخصیتی که هر چند مدت کوتاهی در نظام اسلامی حضور داشت اما اثرات عمیقی بر حکمرانی و شکل‌گیری منش حکومتی مسئولان انقلاب داشت.

گروه تاریخ-شهرضانیوز: او که به حق شهید مظلوم انقلاب اسلامی لقب گرفته است، پس از شهادت نیز در مظلومیت ماند و هیچ‌گاه از حصار سانسور و تحریف حتی از سوی نزدیکان خود نیز در امان نبود. از منظر لیبرال‌ها، بهشتی خوب، بهشتی مُرده است؛ بهشتی‌ای که از آزادی و دموکراسی سخن می‌گوید ولی در باب ولایت و حکومت، حجاب و امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی ساکت است.

ساخت رسانه‌ای بهشتی در این سال‌ها از سوی مدعیان آزاداندیشی و آزادی اندیشه به گونه‌ای بوده که یکی از مهمترین چهره‌های فکری معاصر اسلامی را به تیغ سانسور و تحریف سپرده است. متن حاضر تلاشی اندک برای زدودن غباری است که دگم‌اندیشان لیبرال بر چهره درخشان شهید دکتر محمدحسین بهشتی نشانده‌اند، باشد که موثر افتد.

جمهوری اسلامی؛ حکومت مردمی

«نظام جدید اجتماعى ایران نظامى است اسلامى، نظامى است که مردم با انتخاب خودشان آن را انتخاب کردند، نظامى است در راه خدمت به مردم. یا به تعبیر دیگر، نظامى است مردمى بر پایه اسلام.

بنابراین نظام اجتماعى ما، نظامى است ایدئولوژیک، نه نظامى فاقد ایدئولوژى؛ متعهد در برابر اسلام؛ و نظامى است مردمى، نه ملّى و ناسیونالیست. انساندوست است نه انسانپرست. و همه این مفاهیم در نامى که براى این نظام انتخاب شد نهفته است. چه نامى انتخاب شد؟ جمهورى اسلامى.»[۱]

نظارت شرط و مرز ندارد

«در مورد نظارت باید بگویم شرط و مرز ندارد. هر فرد باید به آنچه در پیرامونش مى گذرد با دقت بنگرد و اگر چیزى به نظرش مى رسد بگوید، افشاگرى کند، تذکر بدهد و براى اجرا به مقامات مسئول اطلاع بدهد. امروز در دانشگاه عرض کردم که مى دانید دستگاه آگاهى و اطلاعات و امنیت جمهورى اسلامى کجاست؟ در سرتاسر ایران. همه باید نقش دستگاه اطلاعاتى را در ایران ایفا کنند. این آن نظارت است که مرز ندارد.»[۲]

 

هیچ قدرتی نمی تواند پشت ما را خم بکند

«انقلاب با چهره‌ها و دلهای افسرده تضمین شدنی نیست. انقلاب با دلهای پرشور و چهره‌های شاداب تضمین می‌شود. هیچکس مرا در این دوره نشیب و فراز انقلاب در سخت‌ترین مواقع، نتوانسته است با قیافه افسرده ببیند. چرا افسرده باشیم؟ ما که به دنبال «إحدی الحُسنَیَینیم (یا شهادت یا پیروزی)» دیگر چرا افسردگی؟ افسرده نباشید. چهره ها شاداب باشد. نشاط داشته باشید. آن وقت شعارتان همین است که آمریکا و مزدورانش هیچ غلطی نمی توانند بکنند.

 

ما در زیر بار سختیها و مشکلات و دشواریها قد خم نمی کنیم. ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند. تنها موقعی سرپا نیستیم که یا کشته شویم و یا زخم بخوریم و بر خاک بیفتیم و الّا هیچ قدرتی نمی تواند پشت ما را خم بکند.»[۳]

 

نه مارکسیست هستیم و نه لیبرال

«جامعه اسلامی نه چون جامعه های دربسته اردوگاه مارکسیسم است که انسانها را پشت دیوارهای آهنین نگهدارند و نه چون جامعه های لیبرال غربی است که بازار مکاره عرضه بی ضابطه آرا و افکار باشد و در این زمینه هم براستی نه شرقی و نه غربی است.

 

علاوه بر این، از نشر مطالب توهین آمیز به مقدسات اسلام جلوگیری می شود. زیرا هرجا ایمان هست، عشق و علاقه و حساسیت نیز هست و جریحه دار کردن این عشق ها و علاقه های مقدس، آزاد نیست.»[۴]

 

جامعه اسلامی نسبت به حجاب بی‌تفاوت نیست

درست است که اگر افراد رشد یافته رسیده به مراحل بالای کمال را در میان انگیزه های رنگارنگ فساد رها کنی، اختیار خودشان را می توانند داشته باشند. خوب باید بگوییم که اینها چند درصدند؟ چند در هزارند؟

 

برای اینکه بقیه انسانها حاکم بر هوایشان بمانند، باید بکوشیم محیط هم طبیعی باشد که از در و دیوارش انگیزه فساد نبارد و به محض اینکه ما خواستیم محیط را از این آلودگی‌ها پاک کنیم، خود به خود مقداری از آزادی‌ها گرفته می شود.

 

اگر به آن خانم گفتند خانم شما آزادی فریاد برای آزادی هم برآورید، درست؛ اما خانم مسلمان در کوچه و خیابان که می آیی لباس و پوشش شما ساده باشد، اندامهای بدن و موی سر شما پوشیده باشد، آنچه با پوشش ساده نه دلفریب و سخن گفتن و نحوه برخورد با این و آن و طرز راه رفتن همه آنها باوقار و سنگین و متین باشد، درخور پاکدامنی بانوی والاقدر مسلمان پیوسته به خدا باشد، خوب در اینجا اگر این را به او گفتند و شنید باز هم آزادی او حفظ شده چون خودش آزادانه شنیده. اما اگر نخواست آزادانه بشنود بگوید این چیزهایی که شما می‌گویید خوب است ولی من دلم می‌خواهد نیمه برهنه از خانه بیرون بیایم، با آرایش تمام عیار در خیابان ظاهر بشوم در اینجا نظام اسلامی با او چه کند؟ آزادی او را حفظ و رعایت کند و به او بگوید آزادی خانم؟ ما حرف خودمان را به شما زده ایم، شما می خواهی گوش کن یا گوش نکن آزاد هستی؟ گوش کردی خوشا به سعادتت، گوش نکردی عذابش دامن خودت را می گیرد؟ نخیر در آنجا ما نهی از منکر می کنیم.

 

در این صورت خود به خود مقداری از آزادی این خواهرها را از دستش می گیریم. و نه به خاطر اینکه دشمن آزادی او و آزادی بشریت باشیم، به خاطر اینکه دوست و خواستار آزادی او و آزادی بشریت هستیم.

 

تو ای خانم! بنشین با خودت بیندیش در درونت چه انگیزه ای هست که تو را وامیدارد به جای پوشش باکرامتی که اسلام برای تو در نظر گرفته است، می خواهی بدون این پوشش به خیابانها و کوچه ها بیایی؟ آیا خودآگاه یا ناخودآگاه در اعماق روحت خودنمایی و میل به خودنمایی و نماش دادن خویشتن در برابر دیگران تو را به این گناه وانمیدارد؟ و اگر تو نتوانستی این تمایل و یا جهل و یا هرچیز دیگر را در خودت مهار کنی و دوباره خواستی اینگونه بیرون بیایی، باید به شما بگوییم که جامعه ما چنین وضعی را در محیط اجتماعی اش تحمل نمی کند.»[۵]

 

آمریکا از عصبانیتت بمیر

«ما می دانستیم از روز اول که انقلاب ما به یک چنین پشتوانه متشکل مسلح با ایمان نیاز دارد. به همین دلیل در اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی آنقدر که آمریکا از دست این سپاه عصبانی است کمتر از دست نهاد دیگری عصبانی است.

 

وقتی چشمان ما وقتی چشم و گوش ملت ما مراقب کشف توطئه ها است وقتی نیروی پرتوان و فداکار سپاه آماده در هم کوبیدن توطئه ها است…البته آمریکا عصبانی است البته ناراحت است امریکا از دست این نهادها عصبانی است از دست آن چهره ها و شخصیتهایی که خط ضد امپریالیسم را خط اصلی این انقلاب در بعد خارجی اش ترسیم کرده اند عصبانی است.

 

از آنها که می گویند در این مقطع از زمان دشمن اصلی ما امریکا است عصبانی است. از روزنامه ها و روزنامه هایی که در این خط مردم را آگاه می کنند عصبانی است از تشکیلات سیاسی که ملت را در این خط بسیج و متشکل می کند عصبانی است ولی به آمریکا بگویید عصبانی باش و از عصبانیت خودت بمیر. ملت ما همین است که می بینی و می شناسی و به آنها باید گفت که این ملت ابعاد فراوان ناشناخته دارد که خبر نداری.»[۶]

 

قائل به ولایت مطلقه هستیم

«ما برای امامت اسلامی قائل به ولایت مطلقه هستیم. یعنی معتقدیم امامت در جهت مصالح عامه مردم هر تصرفی را لازم بداند می کند و منافات با حقوق شخصی افراد ندارد. در حقیقت این قوانینی که در رابطه با مالکیت شخصی و خصوصی و اینها هست اینها حریم اشخاص را نسبت به یکدیگر معلوم می کند؛ نه حریم اشخاص را نسبت به کل جامعه و امامت که در خط کل جامعه می خواهد حرکت کند. او برایش این مرزها و این حریمها دیگر وجود ندارد. این اساس ولایت مطلقه امامت هست در بینش اجتماعی و اقتصادی و حقوقی که الان هست.»[۷]

 

خط سازش محکوم است

«صریحا می گویم من همواره با خط سازش مخالف بودم و هستم و صریحا می گویم که در هیچ گفتگو و مذاکره ای که به سمت آوانس به آمریکا دادن و آوانس از او گرفتن پیش برود و پیش رفته باشد حاضر نبوده ام و اگر مذاکره ای بوده که دیگران در آن شرکت داشته اند و خواسته اند مذاکره را به این سمت ببرند جلوی آن را گرفته ام….بنابراین من خط سازش را حتی نوع سازش مصلحت جویانه و خط مذاکره را حتی مذاکره به معنای جلب حمایت دشمن را همواره محکوم کردم و می کنم و معتقد هستم که نفوذ این طرز فکر در رهبری و اداره انقلاب ایران، خطرهایی را به بار می آورد و باید جلوی او را گرفت.»[۸]

 

نظر شهید بهشتی درباره بازرگان و ابراهیم یزدی

«من آقایان را چهره هایی دوست داشتنی و برخوردار از صداقت و خوب می دانم ولی نقطه نظرشان را در جهت این انقلاب هم، از پیش، نمی‌یافتم . روز به روز این نظر قوی تر می‌شد. چه در مسائل داخلی انقلاب و چه در مورد مسائل خارجی انقلاب.

 

ما معتقد بودیم انقلاب ایران یک انقلاب جهانی است لااقل در جهان اسلام و در دنیای مستضعفین. شاید آقایان چنین دیدی نداشتند، مخصوصا آقای مهندس بازرگان خیلی اینطورها نمی اندیشیدند. باز آقای دکتر یزدی هم نقطه نظرهاشان با آقای بازرگان یکی نیست. ایشان هم با آقای بازرگان اختلاف نظرهایی داشتند.»[۹]

 

نظر شهید بهشتی درباره نهضت آزادی

«به دوستان بنیانگذار نهضت آزادى انتقاد کردم و گفتم که این حزب، مکتبى نیست. اسمش را هم گذاشته اید نهضت آزادى. آزادى که همۀ اسلام نیست. آزادى از مسائل مهم بشرى است و از ارکان اسلام، ولى همۀ اسلام نیست.

 

دوستان گفتند براى این که ما خواستیم کسانى که آلرژى دارند، روى عنوان اسلام از این تشکیلات فرار نکنند. ولى حقیقتش اینکه قصه فقط اسم نبود. قصه این بود که مرامنامه نشان می داد که یک عده مسلمان آمده‌اند یک حزب درست کرده‌اند، اما در این تشکیلات سیاسى، اسلام را به عنوان یک مکتب تمام عیار مطرح نکرده اند. در عین حال به این تشکیلات علاقه مند بودم. براى این که لااقل چهره هاى برجسته اى از مسلمانهاى متفکر، مبارز و فعال در این تشکیلات گرد آمده بودند. اما به همین دلیل که از نظر مکتبى و مرامى ملتزم به اسلام نبودند، از اینکه عضو آن بشوم، خوددارى کردم.»[۱۰]

 

اینها تنها گوشه‌ای از نظرات شهید بهشتی در ارتباط با مسائل مهمی چون ولایت فقیه، آزادی در اسلام، انقلاب اسلامی، تقابل با آمریکا و همچنین همکاری نهضت آزادی و انقلاب اسلامی بود.

 

در هر حال به بهانه سالروز شهادت ایشان هم که شده، باید نظرات واقعی ایشان در حوزه‌های مهم ذکر شده را بازخوانی کرد و مانع آن شد که برخی جریان‌ها با تحریف شخصیت والای ایشان به سود منافع خود، همچنان مانع از شناخت و درک درست نسل‌های جوان انقلاب اسلامی از این شهید مظلوم شوند.

 

۱- مبانی نظری قانون اساسی

۲-مبانی نظری قانون اساسی

۳-جاودانه تاریخ؛ گفتارها ۳

۴-مواضع تفصیلی حزب جمهوری اسلامی

۵-جاودانه تاریخ؛ گفتارها ۲

۶-سخنرانی در جمع ارتشیان آذربایجان شرقی؛ مرداد ۱۳۵۹

۷-جاودانه تاریخ؛ گفتارها ۲

۸-مصاحبه با روزنامه کیهان(۲۷ بهمن ۱۳۵۸)

۹-شهید بهشتی؛ اسطوره‌ای بر جاودانه تاریخ

۱۰-حزب جمهوری اسلامی

همچنین بخوانید:

پاسخی بگذارید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.