سرویس: اجتماعی ۱۴:۳۴ - جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۸

گفتاری علمی بر اندیشه شهرضای جوان

شهرضا را باید بسازیم

برنامه‌هایِ پیش‌نهادیِ جوانانِ شهرستانِ شهرضا در عرصه‌هایِ اقتصاد و فرهنگ با تأکید بر روی‌کردِ اقتصادِ فرهنگی برایِ برون‌رفت از رکودِ اقتصادی و فرهنگیِ شهرستانِ شهرضا یک نعمت بزرگی است که مسئولین مربوطه شهر باید از این فرصت استفاده کنند. حال منتظر مسئولین هستیم که دست همکاری به این جوانان بدهند.

در برنامه‌ریزی‌هایِ راه‌بُردی و بلندمدّت، رهبران و نخبه‌هایِ هرگستره همواره به‌دنبالِ هویّت‌سازی برایِ آن گستره‌اند و بستر این‌هویّت‌سازی بی‌شک، داشته‌هایِ مطلوب و مطبوعِ آن است.

پاس‌داشت و غنابخشیدن به داشته‌ها و دستاوردهایِ هراِجتماع، نخستین‌گام و صدالبتّه مهم‌ترین‌گام در هویّت‌سازیِ مردمانِ آن جامعه است.

اگر می‌خواهیم گزیری برایِ گریز از این رکودِ (و شاید حتّی پس‌رفتِ) فرساینده بیابیم، چاره‌ای نداریم جز این‌که هرچه سنجیده‌تر و اندیشیده‌تر برایِ پویش در بسترِ هویّتِ فرهنگیِ پالوده‌ای خیزبرداریم که پیراسته‌از دست‌اندازها و آراسته‌به چشم‌اندازهاست.

شهرضا هم در اقتصاد، هم در فرهنگ توانش‌هایی درخورِتوجّه دارد که می‌توان و باید برایِ شکوفایی‌اش در مرحله‌یِ پیشین و پرورشَش در مرحله‌یِ پسین سخت کوشید.

این دیار از محصول‌هایِ کشاورزیِ ارزنده‌ای برخوردار است که با فرآوریِ هوش‌مندانه می‌شود از آن منبعی درآمدساز و پایان‌ناپذیر ساخت؛ محصول‌هایی مانندِ انار، انگور، گردو، آلبالو و …؛

در قمشه هنرمندانی هستند که با پشتیبانیِ سازمان‌یافته و هدف‌مند از آنان، شهرضا به نشانی ملّی و چه‌بسا جهانی در صنعت‌ها و هنرهایِ دستی بدل‌می‌شود؛  

این شهرستان موقعیّتِ جغرافیایی بسیار راه‌بُردی‌ای دارد؛ زیرا بر سرِ راهِ شیرازـاصفهان و شیراز-تهران جای‌گرفته و از این ویژگی می‌توان برایِ توسعه‌یِ صنعتِ گردش‌گری بهره‌بُرد؛

شهرضا نیروهایِ فنّیِ زبده‌ای دارد که می‌توانند آن را پای‌گاهِ ساخت و بازساختِ دست‌گاه‌هایِ سنگینِ حمل‌ونقلِ کشور کنند؛

این منطقه امام‌زاده شاه‌رضا را در خود جای‌داده که اگر صحن و بارگاهی ساخته و پرداخته داشته‌باشد، به‌خودیِ خود قطبی دینی‌مذهبی‌‌ست؛

و چه‌بسیار توانش‌هایِ دیگری که در این سخن نمی‌گنجند یا از آن‌ها ناآگاهیم!

به‌راستی، آیا با این‌همه گزینه، جای‌گاهِ حقیقیِ ما این‌جاست؟ آیا دیگر هنگامه‌یِ بازاندیشیدن در علّت‌هایِ این عقب‌ماندگی فرانرسیده؟ آیا ره‌یافتِ این مسأله آن‌چنان دست‌نایافتنی‌ست که هم‌چنان در این ماتم غنوده‌ایم؟

مگر ما چه‌چیزی از هم‌استانی‌هایمان کم‌داشته‌ایم که این‌چنین از عرّاده‌یِ روان و تازانِ آنان واپس‌مانده‌ایم؟ مگر آن‌ها در مرّیخ می‌زیند یا از فرِّ ایزدی برخوردارند؟

این‌ها بخشی از دردِدل‌هایِ گفته‌ و ناگفته‌یِ مردم شهرضاست و هدف از ابرازِ آن تلنگرزدن‌به غیرتِ خفته و زهرآلوده‌یِ این مردم است تا شاید چخماقی باشد برایِ افروختنِ آتشِ پویش و پیش‌رفتِ این بوم‌وبَر.

نویسنده: معین پایدار

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.