سرویس: اخبار شهرضا ۲۰:۱۷ - پنج شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷

شهرضا در تب قاچاق گوشت می سوزد.

خیلی سعی کردیم خودمان را در اخباری کوتاه و بی اثر و خواب آلود محدود کنیم. از آن اخباری که نماینده گفت و امام جمعه گفت و فرماندار گفت فلان شود بهمان شود. سعی کردیم مثل همان ضرب المثلی که گفته است: آهسته بیا و آهسته برو تا گربه شاخت نزند رفتار کنیم. اما نمی شود

خیلی سعی کردیم خودمان را در اخباری کوتاه و بی اثر و خواب آلود محدود کنیم. از آن اخباری که نماینده گفت و امام جمعه گفت و فرماندار گفت فلان شود بهمان شود. سعی کردیم مثل همان ضرب المثلی که گفته است: آهسته بیا و آهسته برو تا گربه شاخت نزند رفتار کنیم. اما نمی شود. چند روزی است که اخبار گوناگونی مبنی بر قاچاق گوسفندان شهرستان شهرضا به ما گزارش می شود و ما می گوییم، ان شاء الله بز است. درست یک هفته پیش هجمه ای از پیام های مردمان بیدار شهرضا ما را بر آن داشت تا به سمت گوسفند و گوشت قرمز برویم.  زمانی با بچه های تیم مقرر کردیم تا به کاروانسراهایی که گوسفندان را به قصاب ها می فروشند برویم، در یک نگاه آنچه باید به شکارمان بیفتد، افتاد. مردی یک لا قبا، بی خیال از تمام هستی و نیستی و قوانین، شرع و وجدان، دم درب یک کاروانسرا ایستاده بود و با لهجه عربی عراقی، و با اشاره دست به چند کارگر می گفت: صب عالیه… صب عالیه… . من در حیرت تمام از دو نفری که کنار دیوار چمپاتمه زده بودند، پرسیدم که این کیست و چه می گوید : یکی از آن دو نفر که از قصابهای بخت برگشته شهرضا بود رو به من کرد و گفت: این غول گوسفند خوار دو هفته است به جان گوسفندان شهر افتاده و خاور خاور گوسفندان را با قیمت نقد خریداری می کند و می برد. الان هم با دل خجسته اش دارد می گوید بریزید بالا… بریزید بالا … . هجوم سوالات بسیار بود که در سرم سیل راه انداخت. به همان فرد گفتم، چرا جلویش را نمیگیرید؟ می گوید : چه فایده. وقتی که کاروانسرا رنگ پولهای نقد را می بیند و گوسفندان چابک و زبر و زرنگ را به این افراد می فروشد، ما چه کار می توانیم بکنیم. مگر ما می توانیم قانون وضع کنیم. تازه اگر هم اعتراضی کردیم، بسیار اتو کشیده دست ما را می بندند که چرا آشوب درست کرده اید. همانطور که داشتم به بالا انداختن گوسفندان به پشت خاور، نگاه می کردم، گفتم: چرا شما نقد نمی خرید. یکی از آن دو نفر با حالت عصبانی گفت: آخر پدر آمرزیده، ما در این وضعیت اقتصادی که مردم ربع کیلو گوشت می خرند و با این سیر تصاعدی بالا رفتن مالیات، چگونه بتوانیم نقد بخریم. اینجا قانون جنگل شده است. کسی هم حرف ما را نمی زند. فرماندار و نماینده شهر فقط یاد گرفته اند برایمان اظهار تأسف کنند و امام جمعه شهر هم فقط برایمان دعا کند. دیدم اگر من چند دقیقه دیگر بایستم، کتک را خورده ام. پس در همین فرصت از هزینه ایشان پرسیدم، که همان فرد با اشکهایی که در چشمش بود گفت: من گوسفند را زنده به قیمت ۳۵ هزار تومان خریداری می کنم، بعد برای اینکه گوسفندان را به کشتارگاه ببریم هر گوسفند ۴ هزار تومان هزینه حمل و نقل می خورد. وقتی که به کشتارگاه بردیم برای هر گوسفند ۱۳ هزار تومان مالیات و اجاره کشتارگاه از ما می گیرند. با این حساب ما اگر طبق قانون ۲۰ درصد بر روی گوشت بگذاریم، دیگر کسی گوشت از ما نمی خرد. تازه گوسفندهایی که ما می خریم همیشه ضرر می کند و همیشه هشتمان گرو نهمان می شود.

من وقتی اینها را شنیدم. فقط یک جمله در زبانم جاری شد: خدا در روز آخرت به داد بعضی از مسئولین که در هر لباسی هستند، برسد.

نویسنده: نون والقلم

همچنین بخوانید:

پاسخی بگذارید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.