سرویس: تولیدی » یادداشت ۰۰:۰۵ - جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷

یاداشت

شاخ خر

در طول تاریخ، به‌جز در دوره‌ی خلفای دوم و سوم، که یمن و بخش‌هایی از روم و ایران را گرفته، و یثرب را مرکز خلافت خود کرده بودند، سرزمین حجاز به‌جز در معنویت، هیچ‌گاه فراتر از مرزهای خود، قوّت و قدرت نداشته است. تا قبل از آن دو خلیفه، مسلمانان هنوز سرزمین‌های پیرامون عربستان را تصرف نکرده بودند و بعد از آن دو نیز، دارالخلافه همیشه در بلادی به‌جز شبهِ‌جزیره‌ی عربستان، یعنی در کوفه و دمشق و بغداد بوده است.

 

⚔️ در طول تاریخ، به‌جز در دوره‌ی خلفای دوم و سوم، که یمن و بخش‌هایی از روم و ایران را گرفته، و یثرب را مرکز خلافت خود کرده بودند، سرزمین حجاز به‌جز در معنویت، هیچ‌گاه فراتر از مرزهای خود، قوّت و قدرت نداشته است. تا قبل از آن دو خلیفه، مسلمانان هنوز سرزمین‌های پیرامون عربستان را تصرف نکرده بودند و بعد از آن دو نیز، دارالخلافه همیشه در بلادی به‌جز شبهِ‌جزیره‌ی عربستان، یعنی در کوفه و دمشق و بغداد بوده است.

 

🛡 هیچ جهان‌گیری از کورش و اسکندر گرفته تا چنگیز و تیمور، این خطه را تصرف نکرده است. ساسانیان هم یمن را که فراسوی عربستان بود به امپراتوری خود افزودند؛ ولی از حجاز چشم پوشیدند. پس از شکست عثمانیان در جنگ جهانی اول و چندپارگیِ سرزمین‌های عرب‌نشین، شبهِ‌جزیره‌ی عربستان نصیب طایفه‌‌ای شد که هنوز حکومت آن‌جا را در چنگ گرفته و به‌پشت‌وانه‌ی دلارهای نفت‌آورده‌، سلطنت را میراث خود ساخته است.

 

💥 این خاندانِ نه‌بَرجای*، با این‌که هنوز به‌ هیچ‌کجا نرسیده‌ و هم‌چنان اندر خمِ یک کوچه‌‌ فرومانده‌، به‌لطف قراردادهای چندصدمیلیارددلاری با چند سودجوی سوداگر، حمایت و قدرت آمریکا را خریده و سخت جَری شده است. به یک ‌جا یورش می‌بَرَد، در یک‌ جا تروریست می‌پرورَد، یک جا فلان شهروندش را با شمشیر سر می‌بُرَد و یک جا بَهمان شهروندش را با اَرّه‌برقی از هم می‌درَد. مردم جهان بسیار کام‌کارند که آمریکا یا چین یا روسیه به‌دست اینان نیفتاده است؛ وگرنه خون بشر را در شیشه می‌کردند.

 

💸 این روزها که ترک‌تازی‌های عرب‌های نوکیسه‌ و تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ی سعودی را می‌بینم، یاد مَثَلی قمشه‌ای می‌افتم. در این‌گونه مواقع که سفله‌ای قدرت می‌گیرد و فغان از نهاد این‌وآن برمی‌آورَد، مردم قمشه چنین می‌گویند:

 

خودا خَره را دیدُش آ شاخُش نداد

 

تلفظ آوانگاشته:

xuda xære ra didoš a šaxoš nædad

ترجمه‌ی لفظ‌به‌لفظ:

خدا خَر را دیدَش و شاخَش نداد

 

منظورشان هم این است که خدا از ستم‌پیشگی و به‌قول امروزی‌ها، از بی‌جنبگیِ آن شخص آگاه بود که به آن ابزارِ اِعمال ستم را نداد؛ وگرنه روزگار همه را تباه می‌کرد.

 

📌 و در پایان، چند نکته‌:

 

۱. آوای «e» در «xære» اگرچه مانند فارسی معیار معرفه‌ساز است، در این‌جا از خری ناشناس حکایت می‌کند؛

۲. ضمیرِ متصلِ «oš» همان ضمیرِ متصلِ «æš» است. برخی در قمشه آن را به‌شکل «uš» هم تلفظ می‌کنند؛ اما استاندارد نیست و این شکل تلفظ به طرز بیان افراد خاصی محدود است؛

۳. واژه‌ی «a» همان واوِ عطف است که در فارسی معیار محاوره،‌ «o» تلفظ می‌شود؛ چنان‌که مثلاً «من وَ شما» را «mæn o šoma» می‌گویند.

 

* عبارتِ «نه‌بَرجای» را که در متن به‌کار برده‌ام، در تاریخ بیهقی دیده‌ام. این اصطلاح برای کسی به‌کار می‌رود که در جای‌گاه حقیقی خود نیست.

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.