سرویس: اخبار شهرضا ۲۱:۳۶ - پنج شنبه ۰۷ دی ۱۳۹۶

پژوهشگر مسائل سیاسی:

سیر حوادث سال ۸۸ نشان دهنده یک انقلاب مخملی در شرف وقوع بود/ حضور ناخواسته اصحاب فتنه در این مسیر پذیرفتنی نیست

پژوهشگر مسائل سیاسی گفت: سیر حوادث۸۸ نشان دهنده یک انقلاب مخملی در شرف وقوع بود. بیانیه هایی که در آن سال ها به مناسبات مختلف صادر می شد نشان می دهد که برنامه ریزی به طور دقیق صورت می گرفت، اما یک مسئله که مانع از به ثمر رسیدن این حرکت شد، سخنان رهبر معظم انقلاب بود.

به گزارش شهرضانیوز؛ نهم دی ماه سال ۸۸ به عنوان نقطه عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود و مردم ایران در این روز بر هشت ماه فتنه انگیزی دمشنان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران پایان دادند و سفره انقلاب مخملین غرب را در ایران برچیدند.

شهرضانیوز به همین مناسبت به سراغ مهدی تدین، پژوهشگر تاریخ و کارشناس مسائل سیاسی و رسانه رفته ایم تا در مورد این روز مهم در تاریخ جمهوری اسلامی و نیز حوادث سال ۸۸ به گفت و گو بپردازیم.

متن این گفت و گو در ادامه می آید:
-برخی به دنبال فروکاستن عمق حوادث سال ۸۸ از یک فتنه به نزاع سیاسی صرف میان دوگانه های احمدی نژاد- موسوی و اصولگرایان و نهادهای امنیتی – اصلاح طلبان هستند، این نظر به نظر شما درست است؟
در اینکه حوادث سال ۸۸ یک فتنه بود یا خیر؟ با توجه به معنای فتنه و آنچه امیرمؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند باید این را پذیرفت که در آن سال ما با یک فتنه مواجه شدیم. چرا زمینه های آن قبل از انتخابات فراهم شد و آتش فتنه به یک باره شعله کشید. در این میان نیز مردمی وارد معرکه شدند که سرشار از احساسات و تعصبات نسبت به اشخاص بودند. به هیچ وجه نمی توان حوادث سال ۸۸ را به یک نزاع سیاسی بین دو یا چند گروه تعبیر کرد. در واقع در این حوادث یک طرف نظام ایستاده بود و طرف دیگر تمام گروه های معاند از جمله سلطنت طلب ها و مجاهدین. به پایگاه بسیج حمله شد برای مسلح شدن. مسجد به آتش کشیده شد و شاید سناریوی قتل آن دختر جوان؛ این ها گوشه ای از حوادث آن روزهاست و تاریخ در مورد آن قضاوت خواهد کرد. آیا این وقایع صرفا یک جدال سیاسی میان دو گروه بوده؟ جدال سیاسی با آتش و خون و قتل و اسلحه در کجای دنیا اتفاق می افتد؟

-آیا این تلاش برخی جریان ها برای متهم کردن نظام جمهوری اسلامی به فتنه انگیزی خود نوعی مصداق فتنه انگیزی نیست؟
اگر در خصوص حضور نظامی ایران در کشورهای منطقه است، بله. این نه تنها ایجاد فتنه که یک نوع کمک به دشمن است که خواسته یا ناخواسته انجام می گیرد. من از دیدگاه یک مورخ این بحث را مطرح می کنم. در تاریخ، کشور ما همیشه در یک موقعیت جغرافیایی قرار دارد که برای داشتن امنیت و ثبات به خصوص در زمینه اقتصادی ناچار است به مرزهای غربی و آب های جنوبی به طور ویژه توجه کند. تمام جنگ های هخامنشیان با یونان ریشه در تجارت دریایی داشت. در زمان اشکانیان می بینیم در تمام مدت حکومت نزدیک به ۵۰۰ سال آنها ما با روم درگیر هستیم چون اشکانیان انحصار جاده ابریشم و ادویه را در دست داشتند. باز در دوران ساسانیان می بینیم توجه ویژه به خلیج فارس شده و ادامه جنگ با رومیان. در زمان تشکیل حکومت های ایرانی بعد از مغول به خصوص از دوران صفویه به بعد تا همین امروز مدام به آب های جنوب و مرزهای غربی توجه می شود. چرا؟ تمام این تلاش ها در جهت ثبات سیاسی و اقتصادی صورت می پذیرفته است. حضور نظامی امروز ایران در کشورهای منطقه که البته به درخواست دولت های قانونی آن صورت می گیرد در واقع برای ثبات سیاسی و اقتصادی ماست. جنگ های نیابتی تعبیر خوبی از سوی رهبری ایران بود. ما اگر منتظر درگیری مستقیم با داعش بودیم امروز وضعیت خوشایندی نداشتیم. اما اکنون که داعش از منطقه حذف شد، ضمن آرامش و امنیت مردم ، امکان توسعه ی اقتصادی به خصوص در زمینه‌ی ترانزیت کالا به غرب آسیا و شرق اروپا و شمال آفریقا فراهم است. در نهایت می توان گفت این سیاست فعال جمهوری اسلامی نباید با سخنان نابخردانه و برچسب های نامناسب در داخل تضعیف شود که منفعت این اقدام تنها نصیب بدخواهان ایران خواهد شد.

-برخی از اصلاح طلبان صحبت از آشتی ملی می کنند به گونه ای که گویا نظام اسلام با آن ها قهر کرده است؛ آیا نظام اسلامی با این جریان قهر کرده است یا آنچه اتفاق افتاده دوری این جریانات از نظام اسلامی است؟
باز هم به تاریخ مراجعه می کنیم. به گذشته ای نه چندان دور. حوادث سال ۸۸٫ بگذارید یک یادآوری شود. در زمان تبلیغ، ستادهای انتخاباتی رنگی برای خودشان مشخص کردند. کف خیابان ها هر کسی به نفع کاندیدای خود شعار می داد. بسیار هم پرشور. اما روزنامه ها و سایت های خبری کم کم بعد از مناظرات که کشور ما به تازگی آن را تجربه می کرد، فضا را از حالت عادی خارج کردند و به تقابل کشاندند. هنوز در صندوقی باز نشده بود که کسی خود را رئیس جمهور ایران خواند. پس از اعلام نتایج جشن پیروزی رقیب برگزار شد و فردای آن روز فراخوان مردم به خیابان های تهران. این اتفاقات برای این بود تا انتخابات باطل شود. اما به چه دلیل؟ تقلب؟ کسانی که ادعای تقلب در انتخابات را داشتند هیچ مدرکی ارائه ندادند. با اینکه شورای نگهبان فرصتی در اختیار آن ها برای ارائه اسناد گذاشت اما هیچ سندی ارائه نشد. چرا؟ آیا داماد لرستان و فرزند آذربایجان بودن دلیل محکمی برای تقلب در انتخابات بود؟ نظام اسلامی صبر و مماشات را در پیش گرفت تا کسانی که قهر کرده بودند، بازگردند اما چنین نشد. این افراد خود از نظام فاصله گرفتند. در این شرایط صحبت از آشتی ملی بیشتر به یک کمدی شبیه است. همان افرادی که قهر کرده و با روشی دیکتاتور مآبانه خواستار ابطال انتخابات بودند در حالی که رهبری انقلاب سعی داشت آن ها را به آغوش نظام برگرداند. این واکنش صحیحی بود از سوی نظام اسلامی که خواستار ارائه مدارک محکمه پسند شد حال آنکه سردمداران فتنه از آن ابا کردند. با این اوصاف آشتی ملی اصلاً موضوعیت ندارد.

-برخی می گویند که اصحاب فتنه در واقع ناخواسته در این مسیر قرار گرفته اند، بحث تقلب و تشکیل کمیته صیانت از آرا و نمادسازی ها را می توان به نوعی برنامه ریزی برای کودتای رنگین در کشور دانست؟
در خصوص اینکه بحث تقلب و اقداماتی که در آن سال از سوی مدعیان تقلب یک برنامه ریزی برای کودتای رنگین بود، دست کم می توان گفت سیر حوادث نشان داد که یک انقلاب مخملی در شرف وقوع بود. بیانیه هایی که در آن سال ها به مناسبات مختلف صادر می شد نشان می دهد که برنامه ریزی به طور دقیق صورت می گرفت. ابتدا راهپیمایی سکوت و کم کم حوادثی که از یک راهپیمایی مسالمت آمیز انتظار نمی رفت به وقوع پیوست. حوادثی که خشونت آمیز بود. اما یک مسئله که مانع از به ثمر رسیدن این حرکت شد، سخنان رهبر معظم انقلاب بود و صبر و مماشات مثال زدنی ایشان. مردم نسبت به مسائل آگاه بودند و به خوبی دریافتند که این حرکت از جنس اعتراض نبوده و اصل نظام را هدف قرار داده. شعارهایی که در آن مستقیماً به ولایت فقیه حمله می شد و اقداماتی که حمله به اعتقادات مردم را در پی داشت، نتیجه را مشخص کرد. مردم ما همیشه مردمی متدین بوده اند و در اعتقادات خود راسخ بوده و هیچ اهانتی را تحمل نمی کنند. اما این مسئله را که اصحاب فتنه ناخواسته در این مسیر قرار گرفتند پذیرفتنی نیست چرا که وقتی فهمیدند این حرکتی که آغاز کرده اند منجر به خسارات زیانباری می شود، باید از آن اعلام برائت می کردند. اما دیدیم که چنین نشد و مفهوم این عدم اعلام برائت دو چیز بیشتر نیست. یا اینکه آگاهانه در مقابل نظام ایستادند که این یعنی عناد و مخالفت با نظام و یا اینکه نسبت به سیر حوادث آگاه نبودند که این خود یک ضعف است که قدرت تشخیص و کسب آگاهی را نداشتند و در هر دو حالت برای پست های حساسی مثل ریاست قوه مجریه افراد صالحی نیستند.

-غرب و رسانه های خارجی چه تاکتیک هایی برای پیشبرد اهداف خود در سال ۸۸ استفاده کردند؟
آنچه بسیار جالب توجه است اقدامات غرب در آن روزگار بود. پیام هایی که دائماً ارسال می شد. از سوی رئیس جمهور وقت امریکا و شیطنت های دیگر کشورهای اروپایی. جالب تر اتاق فکر جریان مخالف نظام بود. اتاق فکری متشکل از فرهیختگان و نخبگان ایرانی که تحت تأثیر جریان روشنفکری با ادامه کار نظام جمهوری اسلامی مخالف بودند. دلایل مخالفت این شخصیت ها شاید هیچکدام به هم شباهت نداشت اما هدف یکی بود. تشکیل یک دموکراسی غربی در ایران. پررنگ ترین نقش را در دنیای غرب ابتدا رسانه ها داشتند. قدرت رسانه ای غرب غیر قابل انکار است. آن ها با استفاده از این ظرفیت فضای ایران را متشنج نشان می دادند. رادیوها، شبکه های ماهواره ای، روزنامه ها و همه دست به دست هم داده بودند و امیدوارانه تلاش می کردند. بعد از قدرت رسانه ای شخصیت های سیاسی جهان غرب بودند که به متوجه ایران شده بودند. برخی خود را در کنار فتنه گران می دیدند و پیام های دلگرم کننده ارسال می کردند و یا اینکه با ادعاهای واهی در خصوص حوادث درون مرزهای ایران ابراز نگرانی داشتند. تاکتیک دیگر غرب که در آن سال ها به کار بست تحریم های شدید بود آن هم وقتی از انقلاب مخملی نتیجه نگرفت.

-آیا حصر سران فتنه ظلم به آن ها بود و یا رافت نظام اسلامی و یا اینکه به طور کلی آن را باید در یک استراتژی مورد بررسی قرار داد؟
این سوالی است که برای هر دو جهت آن می توان دلایلی ارائه کرد. از یک جهت می توان ان را رأفت نظام اسلامی دانست چرا که سران فتنه با اقدامات سال ۸۸ خسارات جبران ناپذیری برای نظام به بارآوردند. این اقدام آن ها باید مورد بازخواست قرار گیرد و باید آن ها نسبت به اعمال خود پاسخگو باشند. از این جهت می توان حصر را برای ایشان به نوعی عطوفت و رأفت نظام دانست. البته مصالح کشور را نیز باید در نظر گرفت. اما چون از کیفیت حصر اطلاع دقیقی نیست و اخبار ضد و نقیضی می رسد، نمی توان به وضوح از آن تعبیر به مهر یا ظلم کرد.
از جهت دیگر برخی معتقدند هر چند سران فتنه بدون هیچ منطق و دلیلی حرکت خود را آغاز کردند، اما حصر خانگی ایشان بدون محاکمه پذیرفته نیست. با این دو دیدگاه سوال دیگری مطرح می شود که در صورت برگزاری دادگاه و احضار ایشان، آیا مدارکی که می باید در زمان انتخابات ارائه می شد، این بار تسلیم دادگاه خواهد شد یا خیر؟
اما امروزه مسئله ی حصر خانگی تبدیل به سوژه ای شده برای رسانه های معاند و اخبار ضد و نقیضی که از کیفیت حصر گفته می شود. در این زمینه متولیان امر هستند که تصمیم می گیرند.

-حصر با توجه به این شرایط فعلی باید به همین شکل ادامه داشته باشد یا باید روند محاکمه سران فتنه شروع شود؟
همان طور که عرض کردم از کیفیت حصر اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی رسانه های معاند به استناد سخنان نزدیکان افرادی که در حصر هستند وضعیت را بغرنج توصیف می کنند که نمی توان به آن اعتماد کرد، اما اعتصاب غذای اخیر یکی از سران فتنه هم خود بحث بر انگیز است. در هر حال به اعتقاد بنده باید دادگاه صالحه ای تشکیل شود و مسببان حوادث سال ۸۸ در آن مورد بازخواست قرار گرفته و حکم نهایی برای آن ها صادر گردد. هر چند باز هم شیطنت های رسانه ای در داخل و خارج آغاز خواهد شد اما حصر امروزه دستاویزی شده برای حمله به نظام اسلامی. حتی برخی رسانه ها رفع حصر را به عنوان یک خواسته عمومی مطرح می کنند که این نیز واقعیت ندارد. با این همه عقل و منطق حکم به تشکیل دادگاه صالحه برای رسیدگی به اتهامات حصرشوندگان می کند اما با این تفاصیل و با توجه به آنچه می تواند به عنوان اتهام برای این افراد مطرح شود، حکم عادلانه داگاه به مراتب سنگین تر از حصر خانگی خواهد بود، مگر اینکه متهمان بتوانند دلیل محکمی برای توجیه عملکرد خود بیاوند.

-تشکر بابت وقتی که در اختیار ما قرار دادید.
خواهش می کنم

انتهای پیام/

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.