سرویس: تولیدی ۱۸:۲۰ - سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶

یک بام و دو هوای غربزدگی و ولایت پذیری!

پیشه کردن ادبیات انقلابی و اداره امور به سبک غربزدگی!

لبخندهای دیپلماتیک و تقلید ادبیات رهبری و فریاد برآوردن از بی وفایی آمریکا از سوی گروه سازشکاران با غرب تنها سرپوش گذاشتن روی خطاهای پی در پی آنان است. این سیاست یک بام و دو هوایی است که برای داشتن تأیید ملت ایران آن را در پیش گرفته اند.

شهرضانیوز-حکیمه سلحشوری بهزادی/آزمون و خطا کردن آنچه که تجربه های بسیار خطا بودن آن را ثابت کرده اند از طرف آنانی که اهمیتی تام برای عقلانیت و تجربه در اداره امور و تصمیمات قائلند امری عجیب است.

گذشته کشور ایران و تمام دنیا نشان داده است که کشور آمریکا و اتحادیه اروپا در تمام موارد سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی همواره پیرو سیاست امپریالیستی و سودجویی خویش بوده اند و این را دوستان آنها هم بارها گفته اند و این حرف دیروز و امروز نیست.

مایه عبرت شدن دیگر کشور برای نپذیرفتن مذاکره با آمریکا و هم پیمانانش و امید بستن به نیرویی غیر از نیروی داخلی دست آورد تلخی است که آبروی این نظام را تحت الشعاع قرار می دهد در حالی که کشورهای دیگر با به کار بردن رهنمودهای رهبر ایران یک گام خویش را به جلو برده اند. چه جای خطا باقی می ماند با تجربه های ایران قبل و بعد از انقلاب و تمام کشورها دیگر که کشور ما سیاست های خارجی و اقتصاد و فرهنگش سر از جای دیگر درآورد.

لبخندهای دیپلماتیک و تقلید ادبیات رهبری و فریاد برآوردن از بی وفایی آمریکا از سوی گروه سازشکاران با غرب تنها سرپوش گذاشتن روی خطاهای پی در پی آنان است. این سیاست یک بام و دو هوایی است که برای داشتن تأیید ملت ایران آن را در پیش گرفته اند. اینها قسم های حضرت عباسی است که در بوق رسانه ها دمیده اند تا دم خروس عقب افتادگی سیاسی و اقتصادی که اعتمادهای بیجا باعث آن شده باور نشوند. ای بسا که اگر افکار عمومی فشار نمی آورد دوباره تفکر وابسته به غرب داخل کشور را پای میزه مذاکره می یافتیم و اسمش هم دیوانگی نبود.

سازشکارانی که زبان به تأیید و تقدیر از سپاه پاسداران به خاطر منهدم نمودن مواضع داعش و مقاومتهای او گشوند و با فشارهای سیاسی تن به این کار دادند هم آنانی هستند که در مذاکرات خود با چراغ سبزهایش موجب گستاخی دشمن برای تحویل دادن سردار سلیمانی و وارد کردن اسم سپاه به لیست تروریست شدند این در حالی است که پر واضح میدانند که اگر قدرت نظامی کشور نبود دشمن نه تنها برای دوستانشان در ایران بلکه برای دوست و هم پیمانان خویش در هیچ جای دنیا هم تره خرد نمیکند.

این جناح سیاسی نشان داد همانطور که پدران معنویاشان هم اثبات کردند فکر میکنند دموکراسی، عدالت و احتمالا پیشرفت را تنها با حضور کشورهای غربی میتوان به دست آورد در حالی که این اسامی “دستهای باطنا چدنی” هستند که با آن تنها به منفعت خویش میخواهند برسند و وقتی با مانعی روبه رو شوند تبدیل به “خنجری” میشود که جگر طرف مقابلش را پاره میکند. اگر ایران چون دیگر کشورهای عربی و همسایه و آفریقایی توان دفاعی نداشت با همین الفاظ با روکش مخملی زیبا و با مذاکره و گفتگو نمی توان جلوی به توبره کشیده شدن خاک ایران را گرفت. اینجا تفکر غرب زده از دیگر توانایی های خاص خود یعنی هرمونوتیک استفاده می کند و اهل مذاکره بود امام رضا را به درست بودن مذاکراتشان با کشوری که بی وفایی اش محرض است مقایسه می کنند!

دولت و ملت ما به دنبال راه پیروزی گرد جهان می گردند حال آنکه این اکسیر خودباوری در کوزه ای است که در دستان رهبری منصف و آگاه است. آنجا که رهبری معیشت مردم را دغدغه اصلی و تلاش برای استفاده از نیروی جوان و توانمند داخلی را راه حل میداند و مدیران انقلابی را توصیه میکند ما با باز گذاشتن در دیزی اقتصاد و  سیاست خارجی میخواهیم حیای گربه همسایه را امتحان کنیم!

تفکر غرب زده در تحلیلی ” نا امیدی را دلیل به وجود آمدن بیشتر آسیب های اجتماعی می دانند” این گروه تعریفشان از امید و ناامیدی نیز دیدگاهی غرب گرایانه است، باید بنگرند خودشان در ناامید کردن جوانان چه سهمی دارند، با بخشندگی مسرفانه از آبروی نظام و اشتباه در حوزه های مهم کشور چون اقتصاد خواسته یا ناخواسته نظام ایران را ناکارآمد جلوه می دهند.

عملکرد ضعیف در برابر بحران کرمانشاه، نداشتن ملاقات با عموم مردم زلزله زده، پیاده نشدن از ماشین های ضد گلوله و سیاسی کردن خرابی حادثه ای طبیعی برای تسویه حساب با دولت قبلی در عوض تلاش برای سامان دادن اوضاع زلزله زدگان همگی از شکافی خبر می دهد که دید اشرافی گر و غرب زده مسئولین با دیدگاه انقلابی گری دارد و گلایه های رهبری از عدم مدیریت و ناکارآمدی ستاد بحران از نشانه های بارز این شکاف است.

جالب این است که آلبوم عکس غربزدگان با عکس در کنار سران آمریکایی و اروپایی مزین شده و هم اکنون منتخب خود را هم راستا با اهداف خود نمیدانند که از او انتظار یک “دگر اندیش” را داشته باشند! و پروژه “عبور از روحانی” باید کلید بخورد تا بتوان بقیه سیاست های “اصلاح طلبان واقعی” را اجرا کرد. باید دید برای بعد از این چه خوابهایی دیده اند مطمئنن کمتر از خوابی که برای کروبی در فتنه ۸۸ دیدند نصیب دکتر روحانی نخواهد بود.

انتهای پیام/

همچنین بخوانید:

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

سوال امنیتی: