سرویس: اخبار شهرضا ۱۹:۰۷ - جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۶

غروب خورشید رحمت؛

مردی که بزرگی رحمتش به وسعت تمام زمان هاست

پدر جان سال های سخت تلاش های بی وقفه ات برای امین بودن و در جمع حلف الفضول بودن تمام شد ، رنج سفرهای دراز تجارتی پر برکت تمام شد و آیا دیگر تاجری چون تو هست که دل تجارت کند و دلها را در بند کند.

شهرضانیوز-حکیمه سلحشوری بهزادی/پدر رفت ، هم او که آمده بود تا رحمت و شفقت را در دل انسانها زنده کند. او که آمد تا برای بزرگداشت شأن زنان تلاش کند ، همو که روزهای زیادی زخم هایش را مرهم گذاشتم تا تنها دردش درد روحش باشد ، درد هدایت بشر و بکاهم با دستان کوچکم از درد جسمش و ای کاش می دانستند این جماعت ، که پدر برای درد خویش نگریست ولی برای آمرزش قومی که سنگش میزدند مدام دست به آسمان بلند میکرد، همان هایی که پدر با مهر مینواختشان او را به سنگ نواختند، جرم پدر افسانه گویی و دیوانگی نبود، جرم او این بود که اشراف پرست نبود،پدر رفت و همراه خود درد فراق عزیزانش را مدفون کرد اما آه که درد عزیزانش را پایانی نیست.
او که یتیمی را از کودکی مشق کرده بود و یتیم نواز بود رفت . پدر جان روزهایی که پدر نداشتی به پایان رسید و سالهایی که برای در امان بودن از شر فتنه های یهود از مادرت دور بودی تمام شد.
پدر جان سالهای سخت تلاشهای بی وقفه ات برای امین بودن و در جمع حلف الفضول بودن تمام شد ، رنج سفرهای دراز تجارتی پر برکت تمام شد و آیا دیگر تاجری چون تو هست که دل تجارت کند و دلها را در بند کند.
آیا اویس قرنی میداند که محبوبش بار سفر بسته است؟! ، حَرا دلش برای حضورت تنگ شده و صخره های آن سر به زانوی نبودنت دارند.
پدر روزهای جفا در حق دخترانی که کشته شدند بدون هیچ گناهی تمام شد هر چند بماند که ظلمی جدید رقم خواهد خورد.
روزهای سختی، گرسنگی و شکنجه یارانت را چگونه تاب آوردی و رنج از دست دادن همسری وفادار و یارانی بی مانند تو را اندوهگین ساخت اما این روزها تمام شد ، روزهایی که مدینه تو را با آغوش گرم پذیرفت تمام شد و اکنون تو در این شهر، شهری که سالها و قرن های مدیدی است منتظر حضور توست در آغوش خاک خواهی خفت تا این مردم ناسپاس تکرار بدعت پیامبر کشی کنند و فرزند پیامبرشان را در غم پدر با سیلی بنوازند و تسلی دهند و وصی او را بیست پنج سال خانه نشین کنند.
آنها پشت پا زدند به بیعت های چند باره اشان و در حقشان علی نگذاشت دعا کنم، کاش پدر غمت را آسمان تاب بیاورد، کاش در تاریخ ننویسند که چه کردند با ما و چه کردند با عهدی که بستند و نپاییدند.
گله ای نیست پدر چرا که خودت گفتی و همین آرامم می کند که روی این مردم ناسپاس را زمان زیادی نخواهم دید و روز وصالمان نزدیک است .
ولی غم تنهایی ابالحسن و سکوتش را چه کنم کاش تاب بیاورد تنهایی و غربت در شهری را که دلشان و دینشان دوتا بود درصورتی که قسم خورده بودند به یکتایی حرف و عملشان … کاش علی سالهای خانه نشینی اش را دوام بیاورد …
پدر روزهای هجر خدا تمام شد . ارجعی الی ربک راضیه المرضیه…

انتهای پیام/

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

سوال امنیتی: