سرویس: اخبار شهرضا ۲۰:۰۱ - سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶

به دنبال انتشار بیانیه جمعی از اصلاح طلبان شهرضا انجام شد:

جوابیه جمعی از امت انقلابی شهرضا در پاسخ به بیانیه جمعی از اصلاح طلبان

به دنبال انتشار بیانیه اخیر جمعی از اصلاح طلبان شهرضا، برخی از جوانان و امت انقلابی شهرستان جوابیه‌ای را در پاسخ به بیانیه مذکور صادر کردند.

به گزارش شهرضانیوز، به دنبال انتشار بیانیه اخیر جمعی از اصلاح طلبان شهرضا، برخی از جوانان و امت انقلابی شهرستان جوابیه‌ای را در پاسخ به بیانیه مذکور صادر کردند، در متن این جوابیه می‌خوانیم:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

در چند روز اخیر، بیانیه هایی از سوی جمعی از فعالان اصلاح طلب از جمله « مجمع هم اندیشان اصلاح طلب شهرضا» منتشر شد که مطالبی را در دفاع از سخنان یکی از آقایان اصلاح طلب بیان کرده بودند. چون بخشی از مطالبی که در این بیانیه ها و جوابیه ها مطرح شده است به مطالبی بر می گردد که ما در دو بیانیه ی قبلی ذکر کردیم، علیرغم اینکه مایل به ادامه این مباحث و «بیانیه در جواب بیانیه» نیستیم اما به ناچار وظیفه خود دانستیم که در راستای روشنگری، باز هم مطالبی را خدمت دوستان عرض کنیم. انشاء الله که خداوند، دستگیر و هدایتگر همگی ما باشد.(پیشاپیش از خوانندگان محترم به خاطر طولانی بودن جوابیه عذرخواهی می کنیم)

۱-گفته بودید «در جلسه ای غیر سیاسی با حضور خانم ابتکار، درد دل خصوصی یک شهروند به درخواست میهمانان به پشت تریبون کشیده شد.»

دوستان اصلاح طلب! از همین جا اشتباهتان شروع شده است: اگر جلسه ای غیرسیاسی بوده، حق نداشته اید مطالبات سیاسی خود را در جلسه ای غیرسیاسی مطرح کنید. همچنین حق نداشته اید یک درد دل خصوصی، را عمومی کنید. میهمانان هم حتما از طیف خودتان بوده اند که اصرار به عمومی شدن یک درد دل خصوصی داشته اند. و اکنون نیز نباید اعتراضی به جوابیه های عمومی که به این سخنان داده می شود داشته باشید چون تقصیر خودتان بوده است که یک درد دل خصوصی را عمومی کرده اید. شما می توانستید تقاضایتان را مکتوب بنویسید و به خانم ابتکار بدهید که به رئیس جمهور برساند. پس حتما تعمدی در کار بوده که اصرار به علنی کردن آن داشته و می خواسته اید بهره برداری سیاسی، از جلسه ای غیرسیاسی داشته باشید. آیا رئیس جمهور، فقط متعلق به کسانی است که به او رای داده اند و دیگران حق حرف زدن ندارند؟ آیا برای همه این امکان وجود داشت که پشت تریبون بروند و مطالبشان را به معاون رئیس جمهور بگویند؟ آیا ما هم می توانستیم مطالباتمان را به صورت عمومی در پشت تریبون مطرح کنیم؟ یا چون حرف های ما خوشایند شما نیست بلافاصله ما را طرد کرده و اجازه حرف زدن به ما نمی دهید و حتی از جلسه بیرونمان می کنید؟

۲-«اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله»، دوستان اصلاح طلب! شهادتین را گفتیم تا باور کنید ما هم مسلمانیم، ما هم شیعه ایم، چون از یک طرف در بیانیه گفته اید قصد قیاس ندارید اما طوری به کنایه با ما سخن گفته اید که گویا این ما بوده ایم که در روز عاشورا هلهله به پا کرده ایم، اگر یادتان باشد هلهله را فتنه گران در عاشورای ۸۸ به پا کردند نه ما. و جوری با ما حرف زده اید که انگار شکم هایمان از حرام پر شده است. ما فقط آن قدری از مال دنیا داریم که دستمان جلوی دیگران دراز نباشد وگرنه اگر قرار به مقایسه ی اموال باشد حاضریم تمام دارایی مان را با دارایی شما فعالان اصلاح طلب عوض کنیم!

۳-شما در بیانیه گفته بودید سخن آن آقای اصلاح طلب، مشخصا درباره سوریه نبود. یعنی منظورتان این است که فقط سوریه را نمی گویید. ما هم می دانستیم که منظورتان فقط سوریه نیست و حتما عراق و فلسطین و یمن هم مدنظرتان بوده و هست. تغییر سیاست منطقه ای که مدنظر شماست یعنی اینکه ما در منطقه فعالیت نکنیم و به مشکلات کشور خودمان برسیم. حرف شما ظاهری زیبا و عامه پسند دارد اما باطنی آشفته.

سوالی از شما دوستان داریم که پاسخش را نمی دهید. سوال ما این است که وقتی داعش به نزدیکی سامرا رسیده بود ما باید چه می کردیم؟ آیا باید آقای ظریف و تیمش را می فرستادیم تا با داعش مذاکره کنند و خدای نکرده، خدای نکرده، سر بریده تحویل می گرفتیم؟ یا اینکه اصلا دخالت نمی کردیم و می گفتیم سامرا جزو کشور عراق است و ربطی به ما ندارد؟ قطعا شما به حکم شیعه بودن، هرگز راضی به ویران شدن اماکن مقدسه نیستید، اما هیچ راه حلی هم ندارید و فقط اعتراض می کنید که چرا در سوریه و عراقیم؟

می دانید مشکل اصلی شما چیست؟ مشکل اصلی این است که خودتان هم دقیقا نمی دانید چه می خواهید؟ در یک بیانیه، خودتان را به آب و آتش می زنید تا به ما ثابت کنید سیاست منطقه ای ایران تاکنون اشتباه بوده است و در جوابیه ای دیگر، می گویید تا الان صحیح بوده، از این به بعد را تغییر دهید! این نشان می دهد که خودتان هم دقیقا نمی دانید چه می خواهید و بسیار متناقض و آشفته سخن می گویید. گویا فقط همین که ژست مخالف بگیرید ارضایتان می کند.

۴-در قسمتی از بیانیه به نامه ۶۱ نهج البلاغه اشاره کرده اید تا سخن خود را ثابت کنید و سخن قبلی ما را که به استناد نهج البلاغه بیان کرده بودیم رد کنید. اما باز هم که دچار خطا شدید دوستان!

نامه ۶۱ نامه ی امام علی علیه السلام به فرماندار منطقه «هیت » از آبادى هاى کشورعراق است. امام علی (ع) در این نامه، فرماندار«هیت» را سرزنش مى کند که چرا از لشکریان دشمن که از آن منطقه براى غارت عبور کرده اند جلوگیرى نکرده است. یکى از کارهاى زشت و وحشتناک معاویه این بود که براى تضعیف روحیه مردم عراق، گروهى از سپاهیان غارتگر خود را مى فرستاد تا در مرزهاى عراق نفوذ کنند و گروهى از مردم بیگناه را در آبادى ها و شهرک هاى نزدیک به مرز به قتل برسانند و اموالشان را غارت کنند و این کار را به طور مکرر انجام مى داد. از جمله این موارد، حمله سپاه او به شهر «هیت» بود.
ماجرا از این قرار بود که فرماندار«هیت» به گمان خود، براى مقابله به مثل کردن، سپاهى را که در اختیار داشته به سوى «قرقیسیا» که از شهرهاى مرزى شام بود فرستاد و محل فرماندهى خود را که «هیت» و اطراف آن بود خالى کرد. معاویه با خبر شد و گروهى از لشکر خود را به آنجا فرستاد و منشأ مفاسدى شد. مولا علی(ع) در این نامه کوتاه ،فرماندار «هیت» را مورد عتاب و سرزنش قرار داد که چرا مرتکب این کار خلاف شده و محلى را که باید از آن پاسدارى کند رها کرده و محلى را که مربوط به او نیست بدون کسب اجازه از امام ،مورد حمله قرار داده است و نکاتى را به او گوشزد مى کنند و می فرمایند:

«کسى که کارى را که بر عهده او گذاشته اند تباه سازد و به کارى که انجام دادنش بر عهده دیگران است، بپردازد، ناتوان مردى است با اندیشه اى ناقص. تاخت و تاز کردنت بر قرقیسیا و رها کردن مرزهایى که تو را به حفظ آنها فرمان داده ایم، به گونه اى که کس آنها را پاس ندارد و لشکر دشمن را از آن منع نکند، نشان نارسایى اندیشه توست. تو به مثابه پلى شده اى که هر کس از دشمنانت بخواهد بر دوستانت تاخت آورد، از آن پل مى گذرد. چگونه است که تو را توان هیچ کارى نیست و کس را از مهابت تو بیمى به دل نیست. مرزى را نتوانى بست و بر شوکت دشمن، شکست نتوانى آورد. نه نیاز مردم شهر را بر مى آورى و نه فرمانده خود را خشنود توانى ساخت. والسلام.»

برای اینکه منظور امام علیه السلام را بهتر درک کنیم مثالی می زنیم: فرض کنید فرماندار یکی از شهرهای مرزی کشور، بنا به تشخیص خود و بدون هماهنگی با تهران، نیروهای پادگان های شهرش را خالی کرده و به عراق ببرد تا با داعش بجنگند و سپس داعش از این فرصت استفاده کند و به آن شهر مرزی حمله کرده و چون پادگان ها خالی است به مردم شهر ضرر و آسیب های فراوان وارد کند. در این نامه مولایمان علی علیه السلام به فرماندار یکی از مناطق تحت حکومتش می فرماید که من به تو دستور نداده بودم چنین کاری بکنی و چرا به تشخیص خود ، محل فرماندهی خود را خالی کرده و به جایی رفته ای که وظیفه ی تو نبوده است.

الان شما بفرمایید این چه ربطی به سیاست منطقه ای ایران دارد؟ نیروهای نظامی ایران، هر کدام وظیفه ی خود را انجام می دهند، بخشی به وظیفه ی داخل مرز می رسند و بخشی به وظیفه ی فرامرزی. ما که پادگان های داخل کشور را خالی نکرده ایم و به سوریه و عراق برویم که شما برای ما اینگونه استدلال می کنید؟

اگر بنا باشد از این نامه ی امام علی علیه السلام، همان استنباط اشتباهی را که شما دوستان اصلاح طلب دارید؛ داشته باشیم؛ پس چرا وجود مقدس مولا امیرالمومنین(ع)، خودشان تا منطقه صفین لشکرکشی کردند تا با معاویه بجنگند؟ صفین کیلومترها از قرقیسیا فاصله دارد و در نزدیکی رقه ی سوریه است. (نقشه را در ادامه برایتان قرار می دهیم تا با دقت بیشتری قضاوت کنید و دچار اشتباه نشوید. دوستان اصلاح طلب! نهج البلاغه را مطالعه فرمایید اما با دقت!)

بنابراین همان استدلالی که ما مطرح کردیم و گفتیم دشمن را باید در خارج از مرز زمین گیر کرد همچنان مستدل و باقی است. اصلا مگر می شود مولایمان علی علیه السلام، دو جور حرف بزنند و فرمایش خود را نقض کنند؟

۵-گفته بودید بیایید کاری کنیم تا فقر کم شود. ما هم کاملا موافقیم و اصلا همه ی دغدغه ی ما محرومین جامعه هستند، اما سوال ما از شما این است که رفع حصر سران فتنه، چه کمکی به رفع فقر از جامعه و کاهش آمار طلاق می کند که بزرگترین دغدغه ی شما شده است رفع حصر سران فتنه؟ آیا جز این است که دوباره زمینه ای ایجاد می کند برای بلوایی جدید و برهم زدن امنیت کشور؟ چرا در مسائل مختلف از جمله مسائل اقتصادی، طلبکارانه حرف می زنید؟ به جای اینکه پاسخ دهید چرا هم چرخ سانتریفیوژها را از کار انداخته اید و هم چرخ زندگی مردم را، طلبکاری هم می کنید؟

۶-گفته بودید که سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه، حق ورود به این مسائل را نداشته است. آیا وقتی شما دارید سیاست منطقه ای ایران را مورد هجمه قرار می دهید که در راس آن سردار حاج قاسم سلیمانی قرار دارد آیا سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه حق ندارد از برادر همرزم و هم لباسش دفاع کند؟ آیا ایشان که از نزدیک برخی از شهدای مدافع حرم استان را دیده و می داند که چه سختی هایی را برای دفاع از امنیت کشور می کشند و حرف دل خانواده های مدافعان حرم را از نزدیک شنیده است حق ندارد از سیاست کاملا درستی که همرزمانش برای آن از جان گذشته اند دفاع کند؟ شما این چنین متعصبانه از همفکر و همحزبی خود دفاع می کنید، آن وقت ایشان حق ندارد از همرزمانش دفاع کند؟ ایشان فقط به شما لقب « بی بصیر» دادند اما شما در این بیانیه، منتقدان را با ادبیاتی مورد خطاب قرار دادید که مجبور شدیم شهادتین خود را هم بخوانیم تا بگوییم مسلمانیم.

۷-سردار سلیمانی یک قهرمان ملی و منطقه ای و حتی جهانی است. کوچکترین کاری که می توانیم در ازای مجاهدت های او انجام دهیم این است که کمی هم به توصیه هایش گوش کنیم. سردار سلیمانی در یکی از سخنرانی های خود، تاکید کردند که در مقابل دشمن باید یکصدا باشیم. یعنی اینطور نشود که آنها در حال جنگ با داعش باشند و عده ای در داخل، سیاست های منطقه ای را زیرسوال ببرند و دوصدایی در برابر دشمن به وجود آورند. ایشان تاکید کرده و گفتند:« خصوصاً کسانی که در این منصب ها و جایگاه ها قرار گرفتند اگر آدرس غلط دادند به جامعه ما و در جامعه دو صدایی پیرامون دشمن به وجود آوردند خیانت می کنند، این ها مرتکب خیانت شدند. کوچه دادن به دشمن، بدترین نوع خیانت است. ترویج فهم غلط از دشمن در جامعه، جامعه را، حساسیتش را از بین بردن، سرد کردن، در درونش تفرقه ایجاد کردن، خیانت است.» پس برای دفاع از این سردار افتخارآفرین، اجازه ندهید دوصدایی پیرامون دشمن و سیاست های منطقه ای کشور در جامعه ایجاد شود.

۸-از این ابراز ناراحتی کرده بودید که چرا در تریبون نماز جمعه، از نماینده محترم تشکر کرده اند. یا شاید بیشتر، از این ناراحت شده اید که چرا نماینده محترم شهرضا نیز در این قضیه، موضعی خلاف موضع شما گرفته است؟ این اعلام موضع( هر چند کمی دیر ) ، اما اقدامی کاملا صحیح و منطقی بود و از یک فرزند شهید، انتظار دیگری هم نیست. و چون هر اقدام درست و صحیحی را باید تحسین کرد لذا تشکر از امام جمعه محترم و نماینده محترم شهرضا که برحسب وظیفه، از مدافعان حرم دفاع کرده و اعلام موضع نمودند امری طبیعی و معقول است.

۹-از اصول قانون اساسی برای ما گفته بودید. آیا شما همه ی اصول قانون اساسی را قبول دارید؟ یا فقط برخی که خوشایند شما باشد را می پذیرید؟ بر طبق قانون اساسی، اعتراض به یک انتخابات را باید توسط شورای نگهبان پیگیری کرد یا کف خیابان؟

از اصل ۲۳ قانون اساسی گفته بودید. اصلی که می گوید«تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‏ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.» مگر چه کسی شما را تفتیش عقاید کرد؟ شما که خودتان با اراده خود، عقیده تان را در تریبون عمومی جار زده اید؟ این چه ربطی به تفتیش عقاید دارد؟ این اصل بدین معناست که هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض قرار داد اما این اصل بدین معنا نیست که باید تریبون را به صورت یکطرفه در اختیار هر عقیده ای قرار داد تا سیاست های نظام را زیر سوال ببرد و کسی هم پاسخگو نباشد؟ شما می توانید عقایدی کاملا متفاوت داشته باشید اما این حق را ندارید که به صورت کاملا یکطرفه، عقایدتان را که برخلاف مصالح نظام است جار بزنید؟

۱۰-گفته بودید کجای قانون آمده که ما انسان هایی را بدون محاکمه در حصر کنیم و از آزادی های اولیه که خداوند در اختیار آنها قرار داده است منع کنیم؟ ما می پرسیم کجای قانون آمده، اعتراض به انتخابات را به کف خیابان بکشانید و حق حیات را که اولین حق هر انسانی است از ده ها انسان بی گناه بگیرید؟ آیا آنان که به دنبال رفع حصرند حال و روز پدر و مادران شهدای فتنه را درک می کنند؟

اصلا فرض می کنیم دادگاه برگزار کرده و سران فتنه را محاکمه کردیم، آیا آنها حکم دادگاه را می پذیرند؟ حتما به خاطر دارید که موسوی و کروبی، دو روز قبل از انتخابات ۸۸ در مصاحبه ای تلویزیونی، اعلام کردند که طبق قانون هر چه نظر شورای نگهبان باشد می پذیرند و قول دادند که پایبند به قانون باشند. اما شب انتخابات هنوز مردم در حال رای دادن بودند که موسوی خود را پیروز انتخابات معرفی کرد. کسی که اینقدر مرد نیست که دو روز هم نمی تواند روی حرفش بماند و قولی را که جلوی هفتاد میلیون ایرانی داده است به راحتی زیر پا می گذارد چگونه انتظار دارید رای دادگاه را بپذیرد؟ وقتی سر و کارمان با چنین نامردهایی است چه توقعی دارید؟

۱۱-گفته بودید آیا ما مخالفیم که بودجه ی مراکزی که برای مردم فایده ندارد یا بیش از اندازه است قطع شود؟ نه ما اصلا مخالف نیستیم. ما کاملا موافقیم. اما راستش را بخواهید با سابقه ی شدیدا حزبی که از شما سراغ داریم به صداقت شما شک داریم که واقعا خواسته ای فراحزبی و فراجناحی داشته باشید. لذا در قدم اول از شما می خواهیم برای اثبات صداقت خود در این زمینه، از مراکزی که تفکراتشان به تفکرات شما نزدیکتر است شروع کنید. مثلا دفعه ی بعد جلوی مقام دولتی و در جلسه ای عمومی پشت تریبون بروید و به هزینه های دولت و بودجه موسسه نشر آثار امام خمینی (ره)اعتراض کنید. یا از همین الان دست به قلم شوید و نامه ای رسمی و علنی خطاب به آقای رئیس جمهور و آقای سید حسن خمینی بنویسید و به بودجه ی آن موسسه اعتراض کنید و حتی محترمانه ایشان را توبیخ کنید که چرا در حالی که ما این همه فقیر در جامعه داریم حرم امام خمینی(ره) را که امام مستضعفان است تبدیل به قصر کرده است؟ این گام اول!

۱۲-گفته بودید رهبر معظم انقلاب در باب قانون با بقیه ی شهروندان مساوی هستند و انتقاد از رهبر انقلاب ممنوع نیست. بله همینطور است. اما مگر رهبر انقلاب، مثلا در زمینه حق رای، پنج رای دارند و ما یک رای؟ ایشان حقوق یکسانی با بقیه شهروندان دارند و حتی زندگی ساده ای دارند و برخلاف برخی از مسئولان، امتیاز ویژه برای خود قائل نیستند. انتقاد از رهبر انقلاب هم بارها صورت گرفته است و ایشان از انتقاد استقبال کرده اند. اصلا ایشان همه را به آزاداندیشی دعوت کرده و بارها از مسئولین تقاضا کرده اند تا کرسی های آزاداندیشی در دانشگاه ها برقرار کنند که متاسفانه مسئولین اهتمام جدی به این امر نداشته اند. سوال اینجاست که مگر مقام معظم رهبری یا نماینده ی مقام معظم رهبری ، در جلسه ای که شما بودید حضور داشتند تا انتقاد آن آقای اصلاح طلب را بشنوند که شما انتظار دارید یکطرفه و حق به جانب حرف بزنید و کسی هم جواب شما را ندهد؟ خانم ابتکار معاون رئیس جمهور است و اتفاقا همفکر شماست اما نماینده ی رهبر انقلاب نیست. شما اگر انتقاد دارید می توانید به دفتر رهبر معظم انقلاب نامه بنویسید و مطالبه ی خود را بیان کنید.

۱۳- به نهج البلاغه ی مولایمان علی علیه السلام استناد کرده و از حقوق رهبر و مردم گفته بودید. ما هم بخش دیگری از حق رهبر را که شما به آن اشاره نکردید برایتان می گوییم. مولایمان فرمود: « حق من بر شما این است که هر گاه شما را فراخواندم اجابت نمایید و هر گاه فرمان دادم اطاعت کنید.» شما دوستان اصلاح طلب که اینقدر از حق و حقوق دم می زنید آیا هر گاه رهبر معظم انقلاب فرمان دادند اطاعت کردید؟ یا درست نقطه مقابل فرمان رهبر انقلاب عمل کردید؟ آیا در ۲۹ خرداد ۸۸ که رهبر انقلاب، فرمان دادند که همه چیز باید طبق قانون عمل شود و زیر بار کار غیر قانونی نمی روم ، شما قانون را پذیرفتید؟ یا آنکه همچنان بر راهکار غیرقانونی خود اصرار نمودید؟ آیا با رفتار غیرقانونی خود، اشک رهبر جامعه را درنیاوردید؟ شما که گوش شنوایی برای شنیدن فرمان رهبر انقلاب نداشتید چگونه اکنون می توانید از حق و حقوق متقابل رهبر و مردم حرف بزنید؟ واقعا از دوگانگی رفتار و گفتارتان شرمنده نمی شوید دوستان!؟

۱۴-به آیه ای از قرآن کریم اشاره کرده و گفته بودید: « قرآن می فرماید: وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله».

قرآن به پیامبر دستور می دهد که با مردم مشورت کن اما وقتی تصمیم گرفتی با توکل بر خدا تصمیمت را اجرا کن. قرآن نمی فرماید مردم باید نظر مشورتی خود را به پیامبر تحمیل کنند، بلکه می فرماید فقط می توانند نظر دهند و پیامبر بعد از شنیدن مشورت مردم، باید به تصمیمی که خود صلاح دانسته ، عمل کند.(حال آن تصمیم ممکن است همان نظر مردم باشد یا نباشد.)

سوال ما از شما این است: همین نظری که شما دوستان اصلاح طلب درباره رفع حصر سران فتنه دارید افرادی موثرتر از شما از جمله علی مطهری هم داشته اند و در این باره با رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) مشورت کرده اند و پاسخ شنیده اند که رهبر انقلاب فرموده اند: « من قبلا درباره بصیرت صحبت کرده‌ام و این که نباید راه شهدا و راه انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کرده‌ایم.»

بنابراین رهبر معظم انقلاب، مشورت هایی نظیر مشورت شما را شنیده اند و تصمیم خود را در این زمینه گرفته اند و اکنون بنا به فرمایش قرآن، باید با توکل بر خدا به همان تصمیمی که صلاح دانسته اند عمل کنند. اما اینکه شما هنوز هم حرف خود را می زنید و به تصمیم رهبر جامعه احترام نمی گذارید بدین معناست که با زور می خواهید نظر خود را به رهبر انقلاب تحمیل کنید. این را دیگر مشورت نمی گویند بلکه می گویند تحمیل نظر به رهبر جامعه.

در جنگ صفین هم، وقتی قرآن ها را بر سر نیزه کردند، عده ای به حضرت علی علیه السلام مشورت داده و گفتند باید دست از جنگ بکشیم. مولا نظر آنها را شنید اما به صلاح ندانست و معتقد به ادامه ی جنگ بود. اما همان عده، نظرشان را به زور به امام تحمیل کردند و حکمیت و مصیبت هایی که بر سر مسلمانان آمد رخ داد.و چه خون دلی خورد مولایمان علی از دست این جماعتی که می خواستند نظرشان را به عنوان مشورت به امام تحمیل کنند. بروید نهج البلاغه را بخوانید و ببینید. ( اما خداوکیلی این بار، دیگر با دقت بخوانید تا دوباره مجبور نشویم یک بیانیه دیگر بنویسیم!)

۱۵- گفته بودید «سخنان فرمانده محترم بسیج، خط سیر تهمت ها و اهانت ها در فضای مجازی را نسبت به اینجانب مشخص نمود.». هر چند در دو بیانیه قبلی که ما نوشتیم تهمت و اهانتی در کار نبود و فقط با استدلال، به سخنان شما پاسخ داده بودیم اما اگر منظور از برخی موضع گیری ها، بیانیه های ماست باید عرض کنیم که دچار قضاوت اشتباه و عجولانه شده اید. چون ما اصلا نظامی نیستیم و تاکنون، یک ریال هم از مراکز نظامی حقوق نگرفته ایم. هر دو بیانیه ای هم که نوشتیم فقط حاصل دغدغه ای بود که جمعی از جوانان و نیروهای انقلابی شهرضا داشتند. و احتمالا برای فرمانده محترم بسیج هم این سوال مطرح بوده که این بیانیه ها توسط چه کسانی نوشته می شود؟ بنابراین انصاف حکم می کند نسبت به قضاوت عجولانه ای که انجام دادید از ایشان عذرخواهی کنید. ما هم اگر در این جوابیه از ایشان دفاع کردیم به خاطر روحیه انقلابی ایشان بود که می دانیم همچون ما، از سر دلسوزی نسبت به نظام و انقلاب دغدغه دارند.

۱۶-گفته بودید «امام جمعه محترم باید اجازه دهند که شما از تریبون نماز جمعه، مطالب خود را بیان کنید.»

امام جمعه ی محترم شهرضا بهتر از همه ی ما به این امر واقفند که تریبون نماز جمعه ، تریبون آزاد یا کرسی آزاداندیشی نیست که هر کسی بتواند هر نظری را در آن اعلام کند، بلکه تریبونی رسمی است که معمولا سیاست های رسمی نظام از آن اعلام می شود. آن استنادی که به سخن امام عظیم الشان داشته اید هم به معنای این نیست که هر فردی بتواند از تریبون مجلس، نظراتی مخالف سیاست های نظام داشته باشد.(دقت کنید.)

سخنان فرمانده محترم بسیج اگر چه در نقد سخنان شما بود اما اولا: برخلاف سیاست های کلی نظام نبود و کاملا در جهت حمایت از این سیاست ها بود. و ثانیا: همانطور که شما سخنانتان را در جلسه ای عمومی بیان کردید این حق برای منتقدان شما نیز محفوظ بود که آنها نیز انتقاداتشان را در تریبونی عمومی اعلام کنند. هر وقت شما زمینه ای را فراهم کردید که منتقدان در حضور خانم ابتکار، جواب حرف های شما را بدهند این انتظار را از دیگران هم داشته باشید.

۱۷-به ما کنایه زده اید و گفته اید « بنده زمانی که اکثر شما در صلب پدرانتان بودید در شرایط خاص، یک تنه و تنها از نهضت امام خمینی(ره) دفاع کردم.»

دوستان اصلاح طلب! ما از امام راحل رحمت الله علیه آموخته ایم که ملاک، حال فعلی افراد است. چه بسیار کسانی که با پیامبر بودند و در راه پیامبر(ص) جانفشانی کردند اما نوبت به حمایت از مولا علی(ع) که رسید درجا زدند و حتی در مقابل امامشان ایستادند. پس لطفا سابقه هایتان را به رخ ما نکشید. کربلا به ما آموخته است که سابقه ی خوب و درخشان، آن گاه به کار می آید و قابل افتخار است که هر فردی، تابع امام زمانش باشد و هیچگاه نخواهد نظرش را به امامش تحمیل کند. کربلا به ما آموخته که چه بسا می شود یک برادر شهید یا فرزند شهید یا یک جانباز و یا یک رزمنده با سابقه ای درخشان ، به روی امام زمانش شمشیر بکشد.  همچنین تحولات انقلاب به ما آموخته که چه بسا رزمندگانی که به قول شهید باکری از گذشته ی خود برگشتند و به دنیا و جمع آوری مال و ثروت مشغول شدند و چه بسا ده هفتادی ها و دهه شصتی هایی که دست از جان شستند و مدافع حرم شدند. پس به جای اینکه سابقه هایتان را به رخ ما بکشید رفتار و گفتارتان را با وصیت نامه های شهدا تطبیق دهید.

۱۸-دوستان اصلاح طلب! همان اندازه که برای دفاع از یکی از همفکران اصلاح طلبتان واکنش نشان می دهید و اعلام موضع می کنید ، اگر در عاشورای ۸۸ هم از حرمت شکنان عاشورا، اعلام انزجار و نفرت کرده بودید و صریح و بالفور بیانیه می دادید الان وجدانتان راحت تر نبود؟

۱۹-بعد از اینکه ما در بیانیه دوم ، خاتمی را مورد سوال قرار داده و ثابت کردیم که حتی به حامیانش هم دروغ گفته است، شاهد بودیم که برخی دوستان اصلاح طلب در شبکه های اجتماعی، تصویر خاتمی را بیش از قبل به نمایش می گذارند تا باز هم ارادتشان به او را نشان دهند. هر چند در شرایط فعلی، این کار برخلاف قانون است و گروه های مختلف هم باید اجازه چنین کاری را به اعضا ندهند و مدیر هر گروهی، هم حق و هم وظیفه دارد با استناد به قانون، استیکر و تصاویر مربوط به خاتمی را حذف کند. اما سوالی از حامیان خاتمی داریم:

دوستان اصلاح طلب! شما چطور می توانید هنوز از کسی حمایت کنید که حقیقت را از شما پنهان کرده و به شما دروغ گفته است؟ آیا حس گول خوردن به شما دست نمی دهد؟ آیا احساس نمی کنید که با این کار به شعورتان توهین کرده است؟ آیا پنهان کردن حقیقت، نوعی کلاهبرداری نیست؟ به نظر می رسد یا خود را شریک جرم خاتمی می دانید که هنوز از او حمایت می کنید یا اینکه دچار شخص پرستی شده اید.

۲۰-در پایان بیانیه گفته بودید که به مولایمان حسین علیه السلام تاسی کرده و می گویید« به خدا سوگند هرگز همچون ذلیلان، دست یاری به آنها نخواهم داد و مانند بردگان نخواهم گریخت!)

دوستان و بزرگان اصلاح طلب! این سخن مولایمان را باید خطاب به اسرائیل و آمریکا و داعش به کار برید نه خطاب به ما! باید آنگاه که آمریکا می خواست دستاوردهای هسته ای را از ما بگیرد این را می گفتید، یا اکنون که می خواهد دستاوردهای موشکی را از ما بگیرد خطاب به اسرائیل بگویید. یا وقتی داعش تهدید کرده بود که سامرا و کربلا را با خاک یکسان می کند باید غیرتی می شدید و این را می گفتید. دوستان! باز هم که یادتان رفت باید منتقد و مخالف را تحمل کرد!  شاید آن موقع که بیانیه می نوشتید عصبانی بوده اید که این جملات را جابجا به کار برده اید. توصیه می کنیم قبل از اینکه دست به قلم ببرید و بیانیه بنویسید کمی گل گاو زبان جوشانده و بخورید، برای آرامش اعصاب خوب است.(قصد مزاح نداریم کاملا جدی عرض کردیم، اگر نگاهی به تعبیراتی که در بیانیه خطاب به ما به کار برده اید بیندازید شاید حرفمان را تصدیق فرمایید.)

و نکته آخر اینکه: یک عذرخواهی کردن از ارزش افراد نمی کاهد. فقط کافیست بگویید اشتباه کردیم. فقط کافیست بگویید هنوز با منطق نهج البلاغه و استراتژی نظامی مولایمان علی علیه السلام آشنا نبودیم که به سیاست های منطقه ای کشورمان اعتراض می کردیم. فقط کافیست بگویید هنوز با فرمایش مولا علی(ع) که اطاعت از رهبر را یکی از حقوق ایشان می دانست آشنا نبودیم که بر رفع حصر اصرار می کردیم؟ باور کنید عذرخواهی هم جسارت می خواهد. درست است که هر چه سن انسان بالاتر می رود پذیرش اشتباه و عذرخواهی برایش سخت تر می شود (به جز اهل تقوا) اما شما نشان دهید که جسارت پذیرش اشتباه و عذرخواهی را دارید. مگر اصلاح سخن اشتباه هم ، نوعی اصلاح طلبی نیست. خداوند عاقبت ما و شما را ختم به خیر فرماید.

در پایان از خبرگزاری شهرضانیوز که قبول زحمت کرده و این جوابیه را منتشر نمودند تشکر می کنیم.

اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود و ثبتنی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام.

جمعی از جوانان و امت انقلابی شهرضا

انتهای پیام/javab

یک دیدگاه برای “جوابیه جمعی از امت انقلابی شهرضا در پاسخ به بیانیه جمعی از اصلاح طلبان”

  1. مجید حجت خواه گفت:

    قلم زیبایی بود.
    کار برخی از عذرخواهی و بازگشت گذشته است.
    عالما و عامدا به مقابله با ارزشها روی آورده اند و ترسی از مکافات عمل ندارند.
    سیطره تفکر منحط لیبرال دموکراسی بر اذهان اصلاح طلبان به جد ایشان را از مسیر انقلابی خارج و در ورطه پوچ اندیشی سرگردان کرده است.
    همچنان به دفاع از انقلاب و خط فکری و سیره عملی امام خامنه ای عزیز مدظله العالی افتخار می کنیم.

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

سوال امنیتی: