سرویس: اخبار شهرضا ۱۸:۰۵ - چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶

معجزه ای پنهان؛

حقیقت، خون جاری در رگ قلم و رسانه!

قلم چنان شایسته بود که خداوند مشیت آخرین معجزه‌اش برای بشر را در قالب کتاب قرار داد، شاید که نوشتن حقیقت و نشر آن بخش بزرگی از عمل به حقیقت باشد!

شهرضانیوز-حکیمه سلحشوری بهزادی/نوشتن زمینی کردن بالاترین مفاهیم است و این یک معجزه است و قرآن بالاترین و آخرین نمونه برترِ نوشتن است! و چه سخت که قلمی که آمده تا برای بلندی باشد دچار پستی‌ها گردد.
در مسیر رشد و تعالی انسان، خداوند برنامه جامع تربیتی برایش در نظر گرفته تا انسان سرنوشت خویش را در ترکیب قضا و قدر و اختیار بسازد. انسان خاکی در کوره زمان پخته می‌شود تا سفال روحش توان پذیرش رنگ و لعاب اسلیم‌های آسمانی را دریافت کند و همه اینها مرهون موهبتی است به نام قلم!
خداوند با قلم، کلام گذرا را تبدیل به نوشته‌ها کرد و نوشته‌ها را به زنجیر کشید تا تبدیل به کتاب شود و انسان به طور حتم با پیش گرفتن کتابی که جز برای سعادت نیامده است به رضایت پروردگارش نائل می‌شود.
خداوند بالاترین پیام و غیر قابل درک‌ترین مفاهیم را برای بشری ضعیف و نادان نازل کرد و آن پیام‌ها را در کتاب خویش به فرش نزدیک کرد تا انسان بتواند با نوشته‌های خداوند به ملکوت برسد، انسان با توسل به “کلمه” می‌تواند به حقیقت مفاهیمی غیرخاکی دست یابد. نوشتن زمینی کردن بالاترین مفاهیم است و این یک معجزه است و قرآن بالاترین و آخرین نمونه برترِ نوشتن است! و چه سخت که قلمی که آمده تا برای بلندی باشد دچار پستی‌ها گردد. قلم به عنوان شاهد و قسم همچون دیگر معجزات شب و روز و آنچه بین آسمان و زمین قرار گرفته است می باشد و نیامده مگر که حقیقت را بنویسد و هر آنچه غیر از حقیقت، مسطور شود بازخواست خواهد شد.
قلم در حقیقت جایگاه روح خداوند است که در قالب کلمات گنجانده می‌شوند و چه کسی توان دارد چنین معجزه‌ای را به وقوع برساند، غیر از خالق انسان، روح و حقیقت؟ قلم چنان شایسته بود که خداوند مشیت آخرین معجزه‌اش برای بشر را در قالب کتاب قرار داد، شاید که نوشتن حقیقت و نشر آن بخش بزرگی از عمل به حقیقت باشد!
برای عقل بشری عجیب آنجاست که خداوندِ جمع کننده اضداد، به نوشتن قسم خورده و آخرین معجزه‌اش کتاب است، خاتم پیامبران خود را از میان بی‌سوادان انتخاب کرد شاید که بشر بیاموزد که نباید حمل کننده کتاب‌ها باشد در حالی که به آنها عمل نمی‌کند و مرز باریک و لبه تیغ سعادت و شقاوت انسان، در دانستن و ندانستن نیست بلکه در عامل بودن به دانسته‌هاست!
وظیفه قلم را نوشتن می‌دانیم اما غافل از آنکه قلم مادر همه نوشتن‌هاست و به زبان دیگر رسانه‌ها فرزندان قلم‌اند یا قلم‌ها زبان‌های رسانه‌هایند.
وقتی که رسانه‌ها را انسان ساز می‌دانیم و بهترین راه انسان سازی را الگوسازی در واقع اعتراف کرده‌ایم که قلم‌ها انسان سازند و الگوهایی که قلم معرفی می کند از بهترین راه‌های به میراث گذاشتن تفکر درست است.
شاید بتوان گفت آنجا که قرآن بهترین راه را برای هدایت بشر اسوه قرار دادن رسول خدا و اولی الامر دانسته، همانجا پیوند مبارک قلم با این روش گرانبها رقم خورد و این پیوند برای رسانه‌ها به میراث رسیده است و علم امروز بشر با تمام ناتوانی‌اش می‌بیند که با معجزه رسانه چگونه می‌توان بشر را به سعادت رساند یا از آن بازداشت.
قسم به قلم خورده شد چرا که راه جاودانه سازی انتقال خوبی‌هاست و رسانه هم اکنون با تمام ابزارهایش_نوشته، فیلم، عکس و موسیقی و…_ باید این جاودانه سازی را بر عهده بگیرد.
اما باید دید که آنگونه که قسم یاد شده رسانه فرزند خلفی برای قلم هست؟ و با این ابزار چه به تصویر کشیده می‌شود؟
مایه مباهات است همان اندازه که جای احساس خطر دارد که بگوییم خداوند به رسانه قسم خورده است و به آنچه نشر می‌دهد-وما یسطرون-! و تاریخ به خود کم دیده است کسانی را که جز درستی ننویسند.
انقلاب ما یکی از مواهبی که به جهانیان ارائه کرد انسان‌هایی است که با شهادت به سعادت رسیدند و قلمشان جز درستی نگفت و حقیقت گویی‌اشان استخوانی در گلوی مخالفان حقیقت بود ولی آنها با قلم خویش راه سعادت پیمودند مطهری‌ها، آوینی‌ها، بهشتی‌ها در کنار فیلمسازان و آهنگ سازانی که با قلم خویش و کارهای رسانه‌ایشان درهای بزرگی از حقیقت را بر مردم دنیا گشودند و آنگونه نوشتند که قلم‌هایشان بر شهادتشان گواه خواهد بود. باید دید که ما چگونه به این قسم بزرگ –نون و القلم و ما یسطرون_ ارج می‌نهیم؟! قلم‌هایی که گاه درهای حقیقت را به روی مردم دنیا می‌بندند و آنان را از راه خدا باز می‌دارند و برای این گروه سرانجامی نیکو در انتظار نیست!

انتهای پیام/

همچنین بخوانید:

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

سوال امنیتی: