سرویس: اخبار شهرضا ۲۰:۵۸ - دوشنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۲

رمضانعلی کاوسی در گفت‌وگو با شهرضانیوز

جانباز یعنی صبر

جانبازان حلقه گمشده دوران دفاع از ارزش ها در این زمانه هستند، جانبازانی که تمام وجودشان را در راه حفظ این ارزش ها تقدیم انقلاب کردند آنها مظلوم ترین یادگاران آن دوران هستند کسانی که نفس خود را دادند تا ما امروز با خیالی آسوده در این سرزمین نفس بکشیم.

به گزارش شهرضا نیوز، به مناسبت هفته دفاع مقدس برآن شدیم به منظور یادآوری خاطرات دفاع مقدس با یکی ازجانبازان شهرمان گفتگویی انجام دهیم.

شهرضا نیوز : به عنوان اولین سئوال یک معرفی کوتاه از جانباز برایمان بگویید.

جانباز واژه ای است که به زخم خوردگان جنگ اطلاق کردند و از نظر مردم بیشتر کسانی که روی ویلچر نشسته اند یا عضوی از اعضایشان قطع شده را جانباز می دانند. از نظر من جانباز یعنی «صبر».

در آغاز جنگ تحمیلی کجا بودید ؟

سال ۵۹ هنر جوی هنرستان شهید مطهری شهرضا بودم.

چه شد که به جبهه رفتید؟

بعد از اخذ دیپلم در دانشگاه تربیت معلم اصفهان پذیرفته شدم. خرداد ۶۱ امتحانات سال اول تربیت معلم را به پایان رساندم. چون طاقت ماندن در شهر برایم غیر ممکن شده بود، بعد از گذراندن دوره ی آموزشی به جبهه رفتم.

در چه تاریخی و در کدام عملیات جانباز شدید؟

در تاریخ ۶۱/۸/۱۳ و در مرحله ی دوم عملیات محرم از ناحیه ی ستون فقرات گردن مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفته، قطع نخاع و ویلچر نشین شدم.

چه مشکلاتی برای جانبازان در شهر وجود دارد؟

مشکلات همیشگی نبود رمپ مناسب در ادارات، وجود موانع متعدد اطراف پارک ها و حتی ورودی های پارک ها، عدم شناخت بعضی از مأموران راهنمایی و رانندگی با پلاک جانبازی، اشغال پارکینگ های مخصوص جانبازان توسط مردم و…

از خاطرات تلخ و شیرین آن روزها بیشتر برایمان بگویید.

خاطراتم را در کتاب “تنفس طلایی” به چاپ رسانده ام، اما بهتر است از لحظه ای که ترکش خوردم بگویم.

در میان کوهی از دود باروت و صدای انفجار به طرف عراقی ها در حال پیشروی بودیم. تصورم این بود، وارد لحظاتی می شوم که زمان برای من آبستن حادثه ای بزرگ و با شکوه خواهد شد. ناگهان صدای انفجار مهیبی شنیدم. احساس کردم چندین متر به هوا پرتاب شده و کف کانال فرو افتادم. همزمان احساس برق گرفتگی کردم. یک لحظه شادی و شعفی  وصف ناشدنی سراغم آمد. از ذهنم گذشت که به آرزویم رسیدم. بوی خون تازه به مشامم رسید. به این نتیجه رسیدم وقتی تمام خون بدنم خارج شود به دنبال آن روح هم از تن خاکی مفارقت خواهد کرد. داشتم تابوت خود را بر روی دست مردم شهرضا می دیدم، اما هر چه منتظر ماندم از رقص پرواز خبری نشد. با صورت، به روی زمین و در واقع کف کانال فرو افتادم. بچه ها رفتند. تنها ماندم. نیم ساعتی گذشت. صداهایی شنیدم. خوشحال شدم. وقتی نزدیک شدند متوجه شدم عربی صحبت می کنند. به علت کمی پهنای کانال عراقی ها از روی پیکرم گذشتند. چکمه ی یکی از آنان پشت سرم خورد و سرم داخل خاک ها فرو رفت. تفس برایم مشکل شده بود…

به نظر شما جنگ و انقلاب را چه کسانی پیش بردند؟

همین مردم کوچه و بازار با تمسک به خداوند و پیروی از ولی فقیه زمانشان خمینی کبیر.

حس شما از جانباز شدن در راه خدا چگونه است؟

این سوال شما نیاز به توضیح فراوان دارد اما در یک جمله: مارأیت الا جمیلا. به جز زیبایی چیزی نمی بینم.

با توجه به اینکه شما جانباز هستید، فکر می‌کنید بزرگ‌ترین مشکل خانواده‌های ایثارگران چیست؟

در مورد خودم که جانباز قطع نخاع گردنی هستم می گویم. معتقدم جانبازان واقعی همسران جانباز هستند، چون تمام بار آلام و رنج های جانباز بر عهده ی آنان است. مسئولین فکر کنند، ببینند چگونه باید از این پروانگان صمیم تجلیل کنند.

می‌گویند اسارت سخت‌تر از شهادت است، شما زمانی که به جبهه رفتید به اسارت فکر می‌کردید؟

در هر حال رفتن به جبهه و شرکت در عملیات چهار گزینه داشت که فکر می کنم خداوند بر اساس ظرفیتی که رزمندگان داشتند، مدالی بر گردنشان آویخت. شهادت، اسارت، جانبازی و سالم برگشتن و خدمت بیشتر نمودن به نظام مقدس جمهوری اسلامی.

فکر می‌کنید با وجود تحمل این همه مشکل، جامعه توانسته است قدردان زحمات ایثارگران باشد؟

اینجانب شخصاً معتقدم مردم ما مردم شایسته ای هستند و قدر زخم خوردگان و کهنه سربازان خود را می دانند، حتی کسانی که ممکن است از لحاظ اعتقادی جور دیگری فکر کنند یا از لحاظ پوشش ظاهری چندان مناسب در جامعه ظاهر نشوند. بارها برخورد خوب مردم را در اجتماع دیده ام.

و حرف پایانی؟

هفته ی دفاع مقدس به مسئولین، مردم و نسل نو یادآوری می کند که خون های زیادی به خاطر ماندگاری این نظام مقدس روی زمین ریخته شده است. باید قدر کهنه سربازان خود را بدانند و با انجام واجبات و ترک محرمات مراتب شادی روح شهدا را فراهم سازند. همچنین هفته ی دفاع مقدس تلنگری است برای ما بچه های جبهه و جنگ که صداقت، ایثار و از خودگذشتگی خود را فراموش نکنیم و با غرق شدن در امور صرفاً مادی و دنیوی اعمال نیک گذشته خود را حبط نکنیم.

همچنین بخوانید:

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

سوال امنیتی: Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.