سرویس: اجتماعی ۲۰:۲۳ - چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۲

لحظه‌ای که یانگوم به ایران آمد!

در نگاه کلی، رسانه ملی اصلاً نتوانسته نگرش واقعی به زن مسلمان ایرانی و انقلابی را به نمایش بگذارد و بیشتر از آن که هنر را برای مردم بخواهد هنر را برای گروه اندکی تقلیل داده.

به گزارش نسل بیدار، در مقاله پیشین، موضوع بحث تا به آنجا رسید که نگرش و دغدغه جنگ در دهه ۶۰ جای خود را به نگرش توسعه و سازندگی در دهه ۷۰ داده بود و از همین رو صدا و سیمای جمهوری اسلامی به عنوان بزرگ ترین بنگاه رسانه ای نظام اسلامی از این تغییر نگرش استثنا نبود، اما با اتمام دوران سازندگی دوران جدیدی با نام اصلاحات شروع شد که یکی از اصلی ترین شعارهایش توسعه سیاسی و آزادی فرهنگی بود، همین نگرش موجب بروز اتفاقات جدیدی در نگاه فرهنگی مردم و به تبع آن مسئولان شد؛ اتفاقاتی که مقام معظم رهبری از آن به عنوان تهاجم، شبیخون و … به فرهنگ نام می برند. این نگرش جامعه زنان را بی نصیب نگذاشت و تغییرات جدی حتی در پوشش زنان جامعه پیش آمد که هر چند نگرش غالبی و قطعی نبود، اما یکی از نگرش های موجود در جامعه به شمار می رفت.

در این جا نیز باز هم مسئولان رسانه ملی از این تحولات بی نصیب نبوده و آنان نیز به این تغییرات روی خوش نشان دادند؛ نمونه قابل ذکر این جریان را در سریال «تولدی دیگر»، ساخته داریوش فرهنگ و با بازی لعیا زنگنه می توان دید؛ فیلمی که دقیقاً نگاه زن آن روز را که متجّمل، با حجابی غیر از چادر و دیگر نمادهای زن شهرنشین غرب بود به تصویر می کشید، البته نباید از چند مفهوم اسلامی نهفته در فیلم که کاملاً ذاتی به نظر می رسید، گذشت، اما به هرحال این فیلم ماجرای یک خانواده ثروتمند را به نمایش می داد که اصلاً زندگی نمی کردند و بیشتر غرق در تجملات و کاسبی های روزمره بودند؛ در این سریال یک حادثه موجب می شود که مادر خانواده متحول شود و به قیمت زندگی خود پی ببرد؛ این فیلم تا آنجایی که زن شهرنشین را مورد انتقاد قرار می دهد بسیار عالی است، اما زمانی که به تحول آن می پردازد، دقیقاً خرابکاری می کند و تمام این تغییرات با توجه به این حادثه طبیعی رخ داده و نشانی از تحول عمیق فکری در آن نیست؛ در واقع زن به تصویر کشیده شده زنی واقعی و صرفاً برای قشر خاص است و نمی تواند نماینده زنان ایرانی باشد.
مسافری که از هند نیامده بود
هر چند پس از آن، رویکرد رسانه ملی کمی تغییر کرد و فیلم های واقعی تری چون «پس از باران» به گارکردانی سعید سلطانی و تا حدودی هم «دختران» اصغر توسلی با بازی آتنه فقیه نصیری به روی آنتن رفت، اما رسانه ملی باز هم به نگاه قبلی خود بازگشت و فیلم «مسافری از هند» با بازی شیلا خداداد دقیقاً همانند فیلم «تولدی دیگر» نشانگر خانواده ثروتمندی بود که به دلیل مشکلات خانوادگی شدید، حتی میان خود نیز خیانت کاری و نفاق داشتند، البته به نظر می رسد کارگردان این فیلم قصد تبلیغ اسلام را داشته است که به جز در تیتراژ پایانی در هیچ جای فیلم نتوانسته بود این موضوع را به خوبی القا کند.
در این فیلم مسلمانان ایرانی و بیشتر زنان مسلمان ایرانی را اهل گناه و زن هندی را اسطوره خداشناسی معرفی می کند، در حالی که اصلاً در جامعه اصیل ما این چنین نیست و شاید در خانواده های ثروتمند به این شکل باشد؛ که در موقع ساخت فیلم مذکور شاید کمتر از یک درصد مردم ایران جزو این خانواده ها به حساب می آمدند، البته نباید از نگاه تخریب ثروتمندی بدون حد و مرز این سریال به بی انصافی گذشت که خود همین سوژه نیز بسیار خوب و قابل تقدیر است.
در نگاه کلی، رسانه ملی اصلاً نتوانسته است نگرش واقعی به زن مسلمان ایرانی و انقلابی را به نمایش بگذارد و بیشتر از آن که هنر را برای مردم بخواهد، هنر را برای گروه اندکی تقلیل داده و بیشتر برای این گروه به ساخت فیلم پرداخته است، هر چند سریال «ریحانه» قصد داشت فیلمی برای نسل اول و سوم انقلاب در معرفی زن انقلابی باشد، اما در این فیلم هم سهیلی زاده نتوانست دقیقاً زن انقلابی ایرانی را به تصویر بکشد، این فیلم بسیار جالب و جذاب بود و در نوع خود مفاهیم خوب بسیاری را به یدک کشید.
ریحانه ای برای زنان انقلابی
فیلم ریحانه داستان دختری از خانواده متوسط را روایت می کند که در روند زندگی عادی خود، ناگهان متوجه می شود از نظر پیشینه خانوادگی آن چیزی نیست که تا کنون فکر می کرده است، همین مسئله زندگی او را دچار تحول شدید می کند و او را با مشکل بحران هویت روبرو می سازد، هرچند در این فیلم هم ما دچار بیماری عشق های مثلثی هستیم، اما مفاهیم انقلابی فراوانی که در آن یافت می شود، جبران کننده تمام این مشکلات است؛ در یکی از اوج های قابل تقدیر این سریال وقتی است که پدر خانواده متوجه می شود کسی که به خواستگاری دخترش آمده یکی از اعضای سازمان جنایتکار ساواک است و وی در هنگام نماز صبح اعلام می کند که دیگر حاضر نیست دخترش را به عقد او دربیاورد و جالبتر آن است که اسرار مرد خواستگار را برای خانواده اش بازگو نمی کند.
پس از ایجاد این حس خوب که قرار است رسانه ملی نیز برای جامعه فیلم های دقیق تری بسازد و میزان نزدیکی آن به گروه های اصلی جامعه بیشتر باشد، باز هم شاهد فیلم «نرگس» بودیم؛ فیلمی که نماینده مشکلات بچه های دهه اخیر بود؛ آدم هایی که با مشکلات زیادی دسته و پنجه نرم می کردند، البته این نگاه هم دارای نقایص فراوانی بود که در این مقاله قصد پرداختن به آن را ندارم، اما در هر حال همین که رسانه ملی متوجه علاقه مردم به فیلم هایی شده که برخاسته از میان خود آنهاست، اتفاق مبارکی است.
اما پس از کسب موفقیت های چشمگیر سریال های شبانه، باز هم صدا و سیمای ایران اسلامی به سراغ چشم بادامی ها رفت؛ این بار خبری از سال های دور از خانه نبود، بلکه بحث سر جواهری در قصر بود؛ این جواهر که یانگوم نام دارد، از بچگی همانند اوشین دچار مشکلات زیادی است و با تلاش های شبانه روزی سعی می کند خود را مطرح کند و به دربار سراسر فساد امپراتور راه یابد.
جواهری در قصر تهاجم فرهنگی
درباره فیلم یانگوم همین نکته بس که با ساختن یک فیلم توانستند بسیاری از وقایع تاریخی را به خود نسبت دهند؛ در واقع یانگوم همانند اوشین به اسطوره ای به یاد ماندنی در اذهان مردم ایران تبدیل شد که با تلاش و کوشش، چندین بار با فساد مبارزه کرد و در آخر توانست به بالاترین درجه مقام زن در دربار برسد؛ این علاوه بر خطر می تواند یک نقطه تاریک در رسانه ملی ایران باشد؛ رسانه ای که اسطوره هایی بزرگ چون حضرت زهرا (سلام الله علیها) و خدیجه (سلام الله علیها) و یا مادران انبیا چون حضرت مریم (سلام الله علیها) دارد.
اگر بخواهیم با خوش‌بینی نگاه کنیم، باید بگوییم که این فیلم هیچ سمت و سویی به فمنیست نداشته و صرفاً خواسته به تلاش زنان  نگاه خوب و تشویقی داشته باشد و در خود این تشویق هم نوعی اسطوره سازی جهانی کند و به دنیا نشان دهد که در فرهنگ آسیای شرقی نگاه به زن از قدیم به این بازی بوده است که خود دروغ تاریخی است، پس از خروج یانگوم، این بار نوبت به وفا دختر مثلاً لبنانی رسیده که فرهنگش را برای ما عرضه کند.
منبع:دانشجو

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.